دکتر شهین اعوانی

بررسی وضعیت آموزش حکمت عملی در ایران

نوشته شده در تاریخ ۱۶:۵۹:۰۰ ۱۳۹۱/۰۸/۳۰ و در حوزه های اخبار و رویدادها - ۰ نظر
بررسی وضعیت آموزش حکمت عملی در ایران

در همایش بررسی وضعیت فلسفه در ایران معاصر دکتر شهین اعوانی در مورد بررسی وضعیت آموزش حکمت عملی در ایران به سخنرانی پرداخت...

فلسفه غرب چه طور وارد کشور ما شد و چه کرد؟ فلسفه اسلامی در مقابل آن چه کرد؟ در دوره طلایی چه اتفاقی برای فلسفه اسلامی ما افتاد؟ و چه میمون بود ورود افلاطون و ارسطو به فرهنگ ما و به فرهنگ کشورهای اسلامی و چه میمون بود وقتی که کشور ما در کنار کشورهای اسلامی دیگر توانست فلسفه را پیش ببرد؛ در صورتی که آن¬ها ماندند و قسمت دوم این که چه ورود ناقصی داشتیم در فلسفه جدید از غرب و همین¬طور هم داریم این نقص را ادامه می¬دهیم. این قسمت را بنده کنار می¬گذارم تا ببینم به آسیب¬شناسی می¬رسم یا خیر؟
طرح «سی سال فلسفه در ایران» در مؤسسه حکمت و فلسفه ایران
عرض کنم که به کمک کل همکاران مؤسسه و مسئولان قبلی و فعلی، طرحی را در مؤسسه به انجام رساندیم. اسم طرح «سی سال فلسفه در ایران» است ولی 45 سال فلسفه در ایران را بررسی کردیم. به لحاظ استاد، به لحاظ دانشجو، مقالات¬ علمی¬شان، نسبت جنسیت و سن افراد، استادهاشان و غیره. همه این¬ها را الان به صورت اجمال به شما می¬گویم. منتها چون این طرح خیلی گسترده است، بنده امروز قسمت حکمت عملی را خدمت شما عرض می¬کنم. شما مستحضرید که حکمت عملی مربوط به سه حوزه خاص هست: کشورداری یا سیاست، تدبیر منزل یا اداره امور خانواده و اصول اخلاقی. این که آقای دکتر پورحسن فرمودند که ما در حقیقت الگوی پیشرفت نداریم، اصلا ببینیم الگوی فعلی داریم یا نه؟ و چشم-انداز ما به لحاظ فلسفی با این داده¬های فعلی در کشور چه می¬تواند باشد؟ این آمار مربوط به ابتدای سال 89 است. لازم به ذکر است که معمولاً زمان زیادی نیاز است تا دانشگاه¬ها به ما آمار بدهند و به سختی توانستیم این آمار را گردآوری کنیم. تقریبا 10% از دانشگاه¬ها در این آمار نیستند چون آمارشان را ارائه ندادند. نکته¬ای دیگر اینکه این¬ها همه دانشگاه¬های مورد تأیید وزارت علوم هستند یعنی حوزه و خصوصی-ها جزء این آمار نیستند و بنده فقط آمار وزارت علوم را خدمت¬تان عرض می¬کنم. با توجه به آماری که به دست ما رسیده:
- کل تعداد دانشجویان کشور در سال 88 با احتساب دانشگاه پیام¬نور و آزاد، 26386 نفر و بدون احتساب این دانشگاه¬ها، این تعداد برابر با 17019 نفر بوده¬است.
نسبت فلسفه اسلامی و فلسفه غرب
- نسبت دانشجویان کل کشور در گرایش¬های غربی، با احتساب دانشگاه پیام¬نور و آزاد، 27% در مقابل 73% است.
آمار را این¬گونه بیان می¬کنم زیرا وقتی آمار پیام¬نور و آزاد را حذف می¬کنیم، نتیجه چیزی عادی می-شود ولی وقتی کنار هم می¬گذاریم، چیز دیگری به دست می¬آید. مسأله بررسی ارزشی نیست و من فقط آن¬چه را که آمار به¬دست آمده نشان می¬دهد، عرض می¬کنم.
- دانشجویان فلسفه کل کشور بدون احتساب دانشگاه پیام¬نور و آزاد، 65% است که از این میزان 35% در گرایش فلسفه اسلامی هستند.
- نسبت گرایش غرب به فلسفه اسلامی، با احتساب دانشگاه پیام¬نور و آزاد، 33 به 66 است. یعنی 33% فلسفه غربی و 66% فلسفه اسلامی و بدون احتساب دانشگاه پیام نور و آزاد، 51% گرایش اسلامی و 49% گرایش غربی.
- نسبت دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد در گرایش¬های غرب و اسلامی با احتساب دانشگاه پیام نور و آزاد، 48% فلسفه اسلامی و 52% فلسفه غرب است.
- نسبت کارشناسی ارشد در گرایش¬های غرب و اسلامی بدون احتساب 50 به 50 است، یعنی تعادل کاملا برقرار است. در مقطع دکتری با احتساب پیام نور و آزاد، 63% غربی و 37% اسلامی هستند، ولی اگر وقتی دانشگاه¬های آزاد و پیام نور را حذف کنیم، 56% گرایش غربی و 44% گرایش اسلامی هستند.
- نسبت اسلامی به غربی در گروه¬ها در مقطع کارشناسی 63% به 37% است، یعنی 63% فلسفه اسلامی و 37% غرب.
- گروه¬های موجود در مقطع کارشناسی ارشد را الان مشاهده می¬کنید: در این¬جا فلسفه محض، یک فلسفه اخلاق، فلسفه اسلامی، فقط یک فلسفه جدید معاصر، 5 فلسفه دین، 3 فلسفه علم، 6 فلسفه غرب، 3 منطق، 7 فلسفه و حکمت اسلامی، 6 فلسفه و کلام اسلامی، و یک تاریخ فلسفه آموزش و پرورش وجود دارد.
- نسبت اسلامی و غربی بودن گروه¬ها در کارشناسی ارشد 50 به 50 است.
- گروه¬های آموزشی در مقطع دکتری: یک فلسفه کلام، یک فلسفه معاصر، یک فلسفه منطق، 2 فلسفه هنر، فلسفه یونان و قرون وسطی، الهیات و غیره که ملاحظه می¬فرمایید 2 فلسفه غرب به¬طور محض، 2 فلسفه اسلامی، یک فلسفه تحلیلی، 2 فلسفه تطبیقی، یک حکمت متعالیه، یک فلسفه دین و 3 فلسفه غرب.
- نسبت اسلامی و غربی بودن گروه¬ها در دکتری، ملاحظه می کنید که باز فلسفه غربی از فلسفه اسلامی جلو می¬زند. فلسفه غربی 73% است. یعنی دکتری تخصصی غرب ما بیشتر از فلسفه اسلامی صرف است.
نسبت آقایان و خانمها
- تعداد دانشجویان فلسفه از سال 43 تا 88 در مقطع کارشناسی به تفکیک جنسیت، آن¬چه صورتی می¬بینید (در نمودارهای اسلاید) مرد و آن چه مشکی می¬بینید زن هستند. ملاحظه می¬کنید که از سال 70 تا 88، تعداد خانم¬ها در فلسفه بسیار افزایش داشته و شاید آقایان در کارشناسی میل به خواندن فلسفه نداشتند. از 43 تا 88 تعداد خانم¬ها افزایش یافته¬است، باید در نظر داشت که از سال 75 دانشگاه پیام¬نور و آزاد هم وارد این صحنه شده¬اند.
- همان¬طور که می¬بینید بدون احتساب دانشگاه پیام¬نور و آزاد، از 43 تا 88، نمودارهای تفکیک جنسیت با هم بالا رفته¬اند؛ در این نمودارها مردها صورتی و خانم¬ها آبی هستند.
- تعداد دانشجویان مقطع دکتری به تفکیک جنسیت طی 45 سال، این¬جا نشان داده می¬شود که خانم¬ها وارد فلسفه می¬شوند ولی ادامه نمی¬دهند. یعنی مقطع لیسانس را می¬خوانند و دیگر ادامه نمی¬دهند و این به نظر بنده خطاست، چون خانمی که فلسفه بخواند و تا آخرش هم نخواند، یک جور دیگری می-شود. اصلاً نمی¬شود با او زندگی کرد!
عرض کنم که اگر به نمودار آقایان در مقطع دکتری نگاه کنید، می¬بینید که بسیار بالا رفته و خانم¬ها تعداد کمی دارند. با این آمارها می¬توان فهمید که چه باید کرد یعنی در حقیقت این آمار به درد سیاست-گذاری کشور می¬خورد. بنده به مسئولان محترم مؤسسه هم گفتم این آمار به درد مسؤولین می¬خورد تا بتوانند بر مبنای آن برنامه¬ریزی کنند ولی شما هم اگر بدانید، إن¬شاءالله می¬توانید در برنامه¬ریزی خودتان از آن استفاده کنید.
سن و دانشجویان فلسفه
- آمار بعدی سن دانشجویان فلسفه است. اوایل بیشتر دانشجویان مسن به فلسفه روی می¬آوردند و حالا سن آن¬ها کم شده¬است. الان میانگینی در حدود 30 سال داریم یعنی نصف شده¬است، در سال 44 همه به نوعی مسن بودند. حالا از سال 68 شروع می¬کنیم. میانگین سن دانشجویان از 69 تا 88، از 48 شروع شده و مقداری بالا رفته و تا به 30 و اندی سال رسیده¬است.
جایگاه فلسفه اخلاق در گروه¬های آموزشی
حالا می¬خواهیم ببینیم جایگاه فلسفه اخلاق در گروه¬های آموزشی دانشگاه¬های ما کجاست؟ چقدر پایان¬نامه نوشتیم؟ چقدر استاد داریم؟ چند دانشگاه فلسفه اخلاق دارند؟ فقط یک دانشگاه دکتری فلسفه اخلاق دارد. ببینیم در مقطع کارشناسی چه گروه¬هایی داریم؟ در مقطع کارشناسی گروه¬های فلسفه شامل فلسفه منطق، فلسفه دین، فلسفه¬ای به معنی فلسفه غرب، دو گروه فلسفه و کلام اسلامی، 11 گروه فلسفه و حکمت اسلامی، و 3 گروه الهیات و معارف اسلامی داریم. پس در منطق فقط یک گروه منطق، یک فلسفه دین، 9 فلسفه غرب، و 11 فلسفه اسلامی داریم. پس فلسفه اسلامی، علی¬رغم این¬که در آمار تعداد دانشجویان کم¬تر بود اما در تعداد گروه¬ها بیشتر است. مضاف بر این¬که ما فلسفه و حکمت اسلامی داریم، فلسفه و کلام اسلامی داریم، الهیات و معارف اسلامی هم داریم ولی تمام غربی¬ها را تحت عنوان فلسفه محض در آوردیم. فلسفه دین و فلسفه منطق هم که جای خود را دارند.
آمار اساتید
- آمار مربوط به استادان: کل اساتید کشور ما 1093 نفر هستند و از این میزان 10% اساتید فلسفه غرب، 9% اساتید فلسفه اسلامی و بقیه سایر اساتید هستند. اما تنها 8% از کل اساتید فلسفه اخلاق تدریس می¬کنند. تأکید می¬کنم اساتیدی که ار قم می¬آیند، در این آمار نیستند. تنها کسانی را عرض می-کنم که از وزارت علوم حکم دارند و تدریس می¬کنند. از این میان تنها 4% از اساتید فلسفه اسلامی، فلسفه اخلاق درس می¬دهند و نسبت استاد متخصص در زمینه اخلاق به کل اساتید کشور تنها 2% است. اگر اساتید فلسفه اسلامی دانشگاه آزاد را جدا کنیم و این 74% را فرض کنیم، 13% فلسفه اسلامی داریم و 13.28% هم اخلاق غربی درس می¬دهند.
چقدر از اساتید فلسفه ما حکم دکتری فلسفه اخلاق را دارند؟ چند درصد؟ فقط 10% در گرایش فلسفه اخلاق هستند. اما در دانشگاه آزاد این گرایش به 4% می رسد، در پیام¬نور این نسبت 8% فلسفه غرب و 28% فلسفه اسلامی است و نه اخلاق اسلامی و همین¬طور 98% پیام نور. پیام نور با آن همه گروه-های اخلاق، تنها 2% استاد اخلاق دارد. تعداد پیام نور در این آماری که به ما دادند، اصلاً هیچ چیز ندارد.
- نسبت استاد فلسفه به دانشجو در کل کشور با احتساب پیام نور و آزاد، 4 به 96 است. حال اگر جنسیت اساتید را در نظر بگیریم، 9% زن و 91% مرد هستند.
پایان¬نامه
اگر اجازه بدهید می¬خواهیم نگاهی به پایان¬نامه¬ها بیاندازیم و ببینیم در پایان¬نامه¬های فلسفه چقدر به حکمت عملی می¬پردازیم. بگذریم از این که در آمار نشان داده می¬شود که در بعضی موضوعات بیش از 22 رساله دکتری داریم! و در بعضی موارد با یک استاد و در یک موضوع، 5 رساله دفاع شده است.
- پایان¬نامه¬های موضوع فلسفه و اخلاق، سیاست، فلسفه و زندگی:
موضوع پایان¬نامه¬های کارشناسی ارشد، 10 % فلسفه اخلاق، 1% فلسفه سیاسی  و صفر درصد فلسفه و زندگی است.
موضوع فلسفه و اخلاق تنها 7% کل پایان¬نامه¬های دکتری را تشکیل می¬دهد.
دانشجویان می¬توانند از این آمار استفاده کرده و کمبودها را ببینند و بعد پایان¬نامه¬های خود را تنظیم کنند.
- در این¬جا تنوع موضوعی پایان¬نامه¬های دکتری را مشاهده می¬کنید: یک فلسفه و زندگی، یک فلسفه سیاسی، 2 فلسفه اخلاق و همان¬طور که می¬بینید در موضوعات تطبیقی، کلام و عرفان آمار به یکباره بالا می¬رود. حالا مقصر اصلی در این میان تنظیم سرفصل¬هاست؛ ما در سرفصل¬ها چه¬قدر فلسفه و زندگی داریم؟ چه¬قدر فلسفه اقتصاد داریم؟ فلسفه سیاست داریم؟
- در این¬جا می¬بینیم فلسفه اخلاق وضع خوبی دارد. فلسفه اخلاق در مقطع کارشناسی (در نمودار) با رنگ نارنجی، و در کارشناسی ارشد قرمز مشخص شده¬است.
حالا با سپاس عرضم را تمام می¬کنم. عرض کنم در بخش آسیب¬شناسی و مقدمه ما به این می¬رسیم که چه کار داریم می¬کنیم. إن¬شاءالله در فرصت¬های بعدی بحث خواهد شد.
داده¬های آماری، داده¬هایی خنثی و بی¬معنا هستند که تحلیل¬گر باید به این داده¬ها معنا ببخشد