حسین طاهری وحدتی

حکمت عملی در سیره امام رضا(ع)

نوشته شده در تاریخ ۱۱:۳۱:۰۰ ۱۳۹۱/۰۹/۲۰ و در حوزه های فلسفه اخلاق - ۰ نظر
حکمت عملی در سیره امام رضا(ع)

سیره امامان معصوم(ع)، بنا به مقتضیات و شرایط سیاسی، اجتماعی زمان، مختصات ویژه ای دارد که تبیین آنها می تواند....

سیره امامان معصوم(ع)، بنا به مقتضیات و شرایط سیاسی، اجتماعی زمان، مختصات ویژه ای دارد که تبیین آنها می تواند الگوهایی برای امروز جامعه اسلامی باشد. دوره امامت امام رضا(ع) به ویژه سال های پایانی حیات آن حضرت که در جریان ولایتعهدی مطرح شد، از وضعیت خاصی برخوردار است. امام رضا(ع) از این فرصت تحمیلی بیشترین استفاده را برای تبلیغ اسلام واقعی برد. در این نوشتار نویسنده نگاهی دارد تحلیلی و کوتاه به عملکرد امام (ع) در ارایه مدل یک عمل دینی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و این که ایشان چگونه با مدیریت حکیمانه خود بر دسیسه ها و ناهنجاری زمان خود غالب آمد. افزون براین، گوشه هایی ازانگاره وآموزش اخلاقی امام باتوجه به سیره و علمی آن حضرت برای خوانندگان گرامی بیان شده است.
اعتقاد به امامت ائمه دوازده گانه (علیهم السلام) فصل جداکننده جریان پس از رحلت پیامبر(ص) از دیگر جریانات و گروه های فکری است. مکتب تشیع با وفاداری گروه زیادی از مسلمانان به منشور حضرت محمد(ص) در واقعه غدیر، نمود پیدا کرد و با تعامل و استقامت معتقدان به آن در پرتو دلدادگی به ائمه علیهم السلام، به حیات خود ادامه داد. به دیگر سخن جریان تشیع با دو مؤلفه مهم و اساسی توانست به عنوان یک پدیده بزرگ تاثیر گذار در همه عرصه های تاریخی اسلام، تعیین کننده باشد؛ 1.کانون امامت 2.اطاعت و حمایت خالصانه پیروان امامان معصوم(ع) که البته بنا به مناسبات سیاسی و اجتماعی در هر دوره، متفاوت بود.
اما این تفاوت ها هرگز انسجام این جریان را خدشه دار نمی کرد چون راهبردها و اهداف در همه دوره های تاریخی تشیع در عصر امام حاضر یک چیز بیش نبود و آن تبیین درست دین و پاسداری از دست آوردهای اسلام در عصر رسول الله(ص). به تعبیر یکی از اسلام شناسان بزرگ: «زندگی این بزرگواران، ‌‌امامان معصوم(ع)- علی رغم تفاوت ظاهری که حتی بعضی در آن احساس تناقض کرده اند- در مجموع یک حرکت مستمر طولانی است که از سال یازدهم هجرت شروع می شود و 250 سال ادامه پیدا می کند و به سال 260 که سال شروع غیبت صغری است، خاتمه می یابد. این بزرگواران یک واحدند، یک شخصیتند؛ شک نمی توان کرد که هدف و حجت آنها یکی است. باید یک انسانی را فرض کنیم که 250سال عمر کرده و در سال یازدهم هجرت قدم در یک راهی گذاشته و تا سال 260هجری این راه را طی کرده است. تمام حرکات این انسان با این دید قابل فهم و قابل توجیه خواهد بود. هر انسانی که از عقل و حکمت برخوردار باشد در یک حرکت بلند مدت، تاکتیک ها و اختیارهای موضعی خواهد داشت.»1
بااین مقدمه کوتاه، مسئله اصلی در این نوشتار عبارت است از اینکه رفتار و سیره امام رضا(ع) در این حلقات تاریخی امامت، چگونه بود و این که کدام وجه سیره در روش و منش امام رضا(ع) سنگینی می کرد؟ و ایشان با چه تدبیری توانست اوضاع را مدیریت کند؟ این گونه هم می توان تصور نمود که فلسفه و حکمت عملی امام(ع) در تمام عرصه ها چه بود؟ پاسخ به این پرسش ها بسیاری از زوایای سیره رضوی را روشن می کند و نویسنده معترف است هرگز دریافت کافی و وافی از وضعیت تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی عصر امام رضا(ع)را نمی تواند ارائه نماید؛ اما امیدوار است با نگاه کاربردی به سیره رضوی، بشود الگوهایی عملی از آن برای نسل امروز ترسیم کرد.
***
حکمت عملی در یک تعریف کوتاه
حکمت عملی عبارت است از بحث پیرامون مسائلی که اگر انسان نباشد آنها وجود ندارند؛ مانند اخلاق، تهذیب جان، تربیت روح، اداره امور منزل، اداره امور جامعه و مانند این ها که اگر بشر نباشد، مسائل حکمت عملی جایی نخواهد داشت.2 با این تعریف معلوم می شود حکمت عملی به جریان زندگی انسان مربوط است و همه حکما و فلاسفه نیز در ساحت انسانیت انسان تلاش کرده اند راهی درست و منطقی فرا روی او قرار دهند تا سعادت و تکامل جامعه انسانی را فراهم آورند. در مکتب امام رضا(ع) همه مؤلفه های حکمت عملی، شفاف و معنی دار بیان شده و در آیینه سیره آن حضرت، محکمات یک زندگی حکیمانه ترسیم و عملیاتی شده است. ما این مقوله را در دو حوزه فردی و اجتماعی مورد کاوش قرار می دهیم، اما پیش از آن نگاهی داریم گذرا به جایگاه امام و امامت از منظر امام رضا(ع) و این که انسان ها در پرتو عمل به دستورات امام(ع) به چه گوهر گران بهایی دست خواهند یافت و چگونه در ساحت مقام امامت به آرامش می رسند؟
ایامی که امام(ع) در مرو حضور داشت خطبه ای ایراد کرد در باب امامت و امام که می توان از آن به منشور امامت یاد کرد. ایشان بعد از آن که گزارش اختلاف مردم را در این مسئله از یکی اصحاب می شنود که چگونه درباره امامت به عنوان موضوع داغ روز سخن می گویند، تبسم می فرماید و سپس به راوی می گویند: مردم در نادانی به سر می برند و آنان راه را اشتباه گرفته اند و نمی دانند که خداوند دین خود را پس از رحلت نبی اکرم(ص) با امامت، کامل و تمام نمود. امام رضا(ع) در این خطبه به جریان تاریخی امامت اشاره می کند؛ از جمله به امامت حضرت ابراهیم(ع) تا این که نوبت به پیامبر عظیم الشان اسلام می رسد و در ادامه جانشینان آن حضرت، بار این مسؤولیت بزرگ را بر دوش می کشند.3
مختصات امام
ویژگی ها و مختصاتی که امام رضا(ع) درباره امام بیان می کند همه افق بشریت را پوشش می دهد و تا بی کران انسانیت بذر هدایت و محبت می پاشد. وجود امام(ع) از جنس نور و روشنایی است، امام(ع) نجات دهنده است، امام آب گوارا در عطشای هلاک کننده است. امام(ع) دلیل راه انسان در تردیدها و هلاکت گاه هاست؛ امام(ع) ابر بارنده در سرزمین خشک است. امام زمین پهن دشت و چشمه جوشان پرآب است. الامام امین الله فی ارضه، امام امین خداوند بر کره خاکی است. امام پاک کننده گناهان انسان های عاصی است و امام (ع) پناه گاهی مطمئن برای انسان است.4
بیان این نشانه های امام از سوی امام رضا(ع) در روزگاری صورت می گرفت که بحران اعتقادی و فکری آن را فرا گرفته بود و مردم در غوغای بازی سیاست خلفای اسلامی و شیوع جریانات فکری در عصر مامون الرشید، گرفتار بسیاری از تردیدها و انحرافات شده بودند، حالا قرار است امام رضا(ع) در این امت بحران زده همان نقشی را که خود ایشان برای امام و امامت تصویر نموده، در عینیت جامعه اجرا نماید؛ به ویژه آن که شرایط پیش آمده تحمیلی یعنی پذیرش ولایتعهدی مامون و جلای وطن، وضعیت خاصی برای آن حضرت فراهم کرده است.امام(ع) اینک با انبوهی از پرسش ها، نگاه ها و توقعات رو به رو است.امام رضا(ع) چگونه می بایست جریان زمان و حوادث را مدیریت نماید؟
حکمت امام(ع) و طرح مسئله توحید
سیره امام رضا(ع) به ویژه در دوران سوم زندگی آن حضرت؛ یعنی حضور ایشان در سرزمین ایران در مسند ولایتعهدی خلافت اسلامی، زوایا و ابعاد گوناگونی دارد. امام(ع) در این مدت کوتاه چهارساله تا شهادت، می بایست در جبهه های مختلف رسالت امامت را به انجام رساند. از یک سو نگاه اعتقادی جامعه اسلامی با چالش های جدی رو به رو شده که اندیشه های وارداتی از دیگر جوامع هم مزید بر علت است و از دیگر سو امام نگران پدیدار شدن انحراف در سنت نبوی است؛ یعنی مناسبات اجتماعی و رابطه حکومت با امت، بر اساس مدل ارائه شده از سوی پیامبر(ص) نیست.
به دیگر سخن هم در نگرش و اعتقاد دینی، آسیب های جدی بر پیکره امت اسلامی وارد شده، بحرانی که مهار آن بسیار مشکل و پیچیده می نماید و شاید هم به گونه ای از اختیار و قدرت امام رضا(ع) بیرون باشد و هم در ناحیه عمل اجتماعی و فردی، مردم با سنت نبوی فاصله گرفته اند. برآیند این دو چالش، آسیب دیدن همبستگی دینی و اتحاد جامعه اسلامی است و پیدایش گروه های متعدد فکری-سیاسی حتی در درون پیروان مکتب تشیع، کار را بر امام(ع) مشکل تر می ساخت. امام رضا(ع) برای برخورد با چالش نخست، سعی می کند با طرح مسائل کلی و بنیادین دینی به اصلاح فرهنگ و فضای فکری جامعه اقدام نماید. یعنی ایشان بایست کاری پیامبر وار انجام دهد، لذا طرح حدیث سلسلة الذهب (آن هم رساندن واسطه ها تا شخص پیامبر(ص)) در جمع مشتاقانی که در شهر نیشابور از امام(ع) درخواست حدیثی کردند که از پدرش شنیده، در راستای همین اصلاح فرهنگی صورت گرفت. امام(ع) در برابر این خواسته، به مسئله توحید پرداخت چه این که ایشان نیک می دانست ریشه همه انحرافات و اختلافات به دور شدن امت اسلامی از بنیادی ترین مسئله اسلام یعنی توحید، بازگشت دارد.امام رضا(ع) حسب روایت شنیده شده از پیامبر(ص) فرمود: خداوند متعال توحید را امن گاه خود می داند که هر که در آن وارد شود از عذاب او در امان است.5
حتماً نگاه توحیدی مردم صدر اسلام متفاوت با دوران های بعدی بوده است؛ یعنی هر چه جامعه اسلامی از زمان رسول الله(ص) دورتر می شدند، فاصله آنها نیز با بنیادهای فکری پیامبر(ص) بیشتر می شد. لذا از یک منظر می توان چنین تعبیر نمود که: حرکت و تلاش امامان (ع) نوعی نهضت اصلاحی به شمار می رفت. ضمن آنکه حسب مناسبات مختلف، روش آنان متفاوت بود. امام رضا(ع) با طرح مسئله توحید اذهان را متوجه این مسئله می کرد که می بایست نگاه دوباره به توحید داشت و اینکه چگونه توحید ناب و واقعی می تواند به بسیاری از مشکلات کنونی جامعه بزرگ اسلامی، پایان دهد؟
مناظرات امام(ع)؛ دفاع عقلانی از توحید
رویارویی امام رضا(ع) با عالمان و رهبران فکری فرقه های مختلف در عصر مامون، بخش مهمی از زندگی و سیره ایشان محسوب می شود و چنانچه درست فهم شود، می تواند برای امروز جامعه دینی و اسلامی الگوی برتر در جهت تبیین مفاهیم دینی باشد. آن گونه که از گزارشات تاریخی به دست می آید، نقطه ثقل این مناظرات بیشتر به مساله مهم الهیات اولی یعنی توحید نظری و امامت مربوط می شده است و امام در راستای سیره پیامبر(ص) و تعریف عقلانی و منطقی از این مساله، به بهترین وجه ممکن دفاع می کرده است. امام(ع) از سابقه ذهنی عالمان ادیان پیشین به ویژه یهود و مسیحیت آگاهی داشت و این که قرآن چگونه پاره ای از عقاید آنان را در باب خداشناسی و توحید مردود می شمرد.6 محور و تکیه گاه امام(ع) در مباحث اعتقادی و کلامی قرآن بود، اما چنان استادانه و با مهارت کامل درقالب منطق عقلانی مطرح می شد که هر کسی در برابر آن قرار می گرفت، با رویکردی صد درصد باورمند به سخنان امام(ع) می نگریست. دو نکته مهم در این مناظرات تاریخی و علمی قابل تامل و مداقه است که در حقیقت به فلسفه وجودی امام و شاکله امامت بازگشت می کند.
1.اینکه امام(ع) در مواجهه با سران فرقه های دینی اعم از موحدین و غیر موحدین بیشتر به اصل تبیین عقلانی مسایل مهم الهیات عنایت داشت و هرگز به محکوم نمودن طرف مقابل فکر نمی کرد. همه آنچه که امام(ع) در برابر شبهات و پاسخ ها طرح می کرد ریشه در عقل و فطرت شنونده داشت و در کنار همه این ها فلسفه هدایتگری، روشنگری و نجات بخشی امام(ع)، مؤلفه ممتاز این مناظرات بود.
2.فضای گفت و گوهای امام (ع) با دیگران کاملاً باز و بدون ترس و تردید بود و حتی خود امام(ع) از آنان می خواست بدون اضطراب و نگرانی طرح پرسش نمایند گر چه کاملاً با اساس و تفکر اسلام در تعارض باشد.7
برآیند ها
آنچه امام رضا(ع) در باب دفاع عقلانی از توحید و مجموعه دین، انجام داده، برکات و نتایج فراوانی فراروی امت اسلامی بر جای گذاشت که بسیاری از جزییات آن بر ما پنهان است؛ اما در یک نگاه کلی و اجمالی می توان اظهار داشت که افق های جدیدی در معرفت دینی بر روی جامعه ما گشوده شده، ابهامات و شبهات زیادی در رهگذر این مناظرات بر طرف گردید؛ منطق عقلانی اسلامی تقویت شد، سنت و سیره پیامبر(ص) جانی دوباره گرفت، ظرفیت تحمل و تامل در دیدگاه های مخالف آموزش داده شد و در نهایت حقانیت دین محمدی به اثبات رسید.و این چنین بود که امام(ع) حتی دشمن اصلی خود را وادار به اعتراف نمود که بارها اعلام کند: ما اعلم احداً افضل من هذا الرجل -یعنی الامام علی بن موسی- علی وجه الارض؛ هرگز انسانی را داناتر و با فضیلت تر از علی بن موسی(ع) در روی زمین ندیدم.8
امام(ع) با این حرکت تعقلی و حکیمانه، به بخش مهمی از نیاز زمانه خویش پاسخ گفت و با بهره گیری از فرصت پیش آمده فضای فرهنگی و اعتقادی موجود را تا جایی که شرایط اجازه می داد، مدیریت کرد و در یک کلام همه آنچه را که در باب امام(ع) و جایگاه هدایتی آن، در خطبه تاریخی مرو، ایراد کرده بود، در یک عینیت منسجم به منصه پدیدار شدن رسانید.
حکمت امام(ع) در حوزه رفتاری
الف: ولایتعهدی و مسائل پیرامونی آن
امام رضا(ع) آن گاه که در مقام ولایتعهدی(تحمیلی) قرار گرفت، بیش از گذشته اذهان عمومی و جامعه اسلامی را متوجه خود  ساخت؛ کسانی هم که این مساله را بر نمی تابیدند، گاهی در مقام پرسش و حتی اعتراض از علت آن سؤال می کردند، امام(ع) به صراحت از مضطر شدن در این واقعه سخن می گفت و این که خداوند آگاه است من در پذیرش ولایتعهدی در حالت اکراه قرار گرفتم، پس آن گاه که در دو راهی قبول و کشتن واقع شدم، به ولایتعهدی تن دادم و در ادامه به یک نمونه بارز تاریخی اشاره می کند که چگونه حضرت یوسف(ع) با این که پیامبر بود، اما ضرورت ها او را به سوی پذیرش عهده دار شدن خزائن پادشاه مصر کشاند و من نیز با چنین وضعیتی ناخواسته مواجه گردیدم.9طرح این مسئله از سوی مامون (بنا به دلایل و ضرورت هایی که فعلاً مجال طرح آن نیست) و عدم پذیرش امام(ع) در مرحله نخست، پرسش ها و ابهامات زیادی را در جامعه آن روز ایجاد می کرد و نیز زوایای آن را تا اندازه ای روشن می ساخت؛ این که امام(ع) نمی پذیرد، نخستین چیزی که در اذهان شکل می گرفت، عدم مشروعیت خلافت مامون بود و در ادامه پذیرش مشروط ایشان10 باز، امواج منفی به ضرر مامون و حکومت پراکنده می کرد. امام نیک می دانست بالاخره مامون به لحاظ شرایط خاص اجتماعی و سیاسی بیش از این نمی تواند بر امام تحمیل کند و این یعنی برگ برنده در دست امام(ع) و اتخاذ بهترین موضع در معارضه غیررسمی و ذهنی با اهداف و نیات مامون. این تدبیر هوشمندانه و حکیمانه امام(ع) به همراه دیگر تدابیری که در متن سیره سیاسی-اجتماعی ایشان قابل مشاهده و مداقّه می باشد، عرصه را کاملاً بر مامون تنگ می ساخت و علی رغم دارا بودن او از قدرت سیاسی و نظامی و حتی فرهنگی، در رویارویی شخص امام رضا(ع) که به ظاهر فاقد قدرت می نمود، معمولاً بازنده بود.
در یک جمله می توان این گونه تعبیر نمود که در این جنگ سرد و ملایم میان امام رضا(ع) و مامون که در نهایت منجر به پذیرش مشروط ولایتعهدی از سوی امام شد، توازن بهره برداری از موقعیت ها به سود امام(ع) به هم خورد و در تقابل دو شخصیت صاحب قدرت سیاسی و صاحب قدرت معنوی و علمی،‌این وجه الهی،‌ معنوی و انسانی امام بود که بر اندیشه مامون غالب آمد و به تجربه تاریخی ثابت شد تنها امامت معصوم و   عمل به فرامین امام،‌ نجات بخش جامعه بشری خوهد بود.
ب: سیره رضوی در حوزه مناسبات اجتماعی و انسانی‌آنچه می تواند امروزه ما را در چالش های فرهنگی، تعارضات اجتماعی و آسیب های اخلاقی کمک کند،‌ همین وجه از سیره رضوی است که حتی موجب اصلاح رفتار سیاسی نیز خواهد بود. هر یک از امامان (ع) الگوهایی هستند که عمل به سیره و توصیه های آنان در همه مناسبات گوناگون، تضمین کننده سلامت جامعه و اعضای آن است.‌ اما آیا واقعیت زندگی فردی و جمعی ما به عنوان مسلمان شیعه و تعامل ما با محیط اطراف و هم نوعانمان، این ذهنیت را تایید می کند؟ و یا این که مسئله به صورت دیگری رخ نموده است؟ ما ایرانیان میزبان شخصیتی هستیم که در امتداد عمر تاریخی خود همواره مورد ستایش و اکرام معنوی و اقبال همه مسلمانان و دانشمندان اسلامی قرار گرفته است.
جمع کثیری از عالمان عامه‌ (سنی مذهب) در منقبت فضیلت امام(ع) سخن گفته اند و با کلمات قصار خود‌ علم، کرامات و اخلاق او را ستوده اند.11 از جمله ابن حاتم تمیمی متوفای سال 354 در کتاب الثقات خود می گوید: ابوالحسن از بزرگان اهل بیت و اندیشمندان آنها بود و واجب است حدیث او معتبر شمرده شود. وی در ادامه ضمن اشاره به شهادت ایشان توسط مامون با شربت زهرآلود، می گوید: من بارها او را زیارت کردم و در زمان اقامتم در طوس هر گاه مشکلی برایم پیش آمد به زیارت ابوالحسن می رفتم و خدای را می خواندم و حتماً‌ شدت و نگرانی از من برطرف می شد؛‌ این مسئله ای بود که من بارها آن را آزمودم.12
نمونه دیگر اینکه ابن اثیر در الکامل نقل می کند: ملک شاه سلجوقی (آغاز قرن ششم هجری) که مقر حکومتش در اصفهان بود،‌ خبردار شد که برادرش در خراسان علیه او قیام کرده است. وی همراه وزیرش به خراسان آمد و در بین راه به زیارت مشهد الرضا ‌رفت و در مسجد بالاسر حضرت نماز خواند و دعا کرد.13 راز و رمز این همه بزرگی و کرامت چیست؟ بخش مهمی از این مؤلفه را باید در سنت و سیره عملی امام رضا(ع) جستجو نمود؛‌ حتی آن گاه که امام(ع) در مقام تقابل علمی و گفتمان اندیشه برمی آید، باز وجه اخلاقی و عملی آن حضرت حاکم و غالب است. به تعبیر یکی از پژوهشگران نام دار"مهمترین عنصر موثر در مناظرات معصومان(ع) شخصیت خودشان بود . لبخند،نگاههای مهربانانه و آن دلسوزی که از تمام وجود معصومان (ع) نمایان است،‌عالی ترین تاکتیک هایی بود که در پشتوانه ادعاها و استدلالات آن ها قرار می گرفت."14
ابعاد سیره عملی و اخلاقی امام (ع)
بر اساس تعریفی که از حکمت عملی پیشتر آمد، در رفتار و اخلاق رضوی همه آنچه که مورد نیاز انسانیت انسان است،‌در حد اعلی و اکمل انعکاس یافته است. باز خوانی این حکمت و رمز و راز آن می تواند برای جامعه امروز ما منجر به خلق نمادها و الگوهایی بشود که تصحیح کننده معاشرت های انسانی و ارتباطات اجتماعی باشد؛‌ گر چه جامعه ای که آن روز امام (ع) سعی می کرد به اصلاح فرهنگ و نگرش مردمش،‌اقدام نماید،‌دارای مناسبات محدود و روابط ساده بود، اما ما عقیده داریم اصول حاکم بر سیره رضوی ماندگار و غیر عصری است.  در این جا به ذکر نمونه هایی از عمل رفتار امام می پردازیم که حسب منابع معتبر تاریخی گزارش شده و مسلم بسیاری از جزییات زندگی آن حضرت به دست ما نرسیده؛ ولی روح سیره امام را می توان از این نمونه ها به دست آورد.
نکوداشت مقام انسان
نگاه احترام آمیز به انسان به عنوان خلیفة الله در نزد پیامبر اعظم(ص) و همه امامان معصوم(ع)؛‌همواره به عنوان یک اصل تلقی می شده است؛‌ بدون هیچ تظاهر و تصنع. هم در توصیه و سفارش های بیانی و زبانی و هم در رفتار، انسان در مکتب ائمه(ع) کرامت و حرمت ذاتی دارد؛‌رنگ ها،‌نژادها، مرزهای جغرافیایی و دیگر مشخصات قومی و فرهنگی در کم یا زیاد شدن مقام انسان نقشی ندارد، جز تقوای معنوی و الهی.
اما متعهد بودن و ماندن به کار بستِ آن در تعامل با دیگران عمل ساده ای نیست. هر چه انسان در معرفت الهی و تقوای معنوی صادق تر باشد،‌ دغدغه او نسبت به این اصل بیشتر است و امام(ع) چون بالاترین مرحله معرفت را دارد، صادق ترین فرد زمانه خویش است. چند نمونه رفتار امام (ع) در این خصوص:
1.همگرایی و انس با اطرافیان
خادم امام رضا(ع) گزارش می کند که: هر گاه امام تنها می شد و فارغ از مسائل روزمره، اعضاء خانواده، اطرافیان و حتی کارگران را گرد خود جمع می کرد، با آنها انس می گرفت، بر سر یک سفره آنان را می نشاند.15
2.اصلاح نگرش نسبت به انسان
مطابق گزارش مرد بلخی در جریان سفر امام رضا(ع) از مدینه به مرو در یکی از روزها که قرار شد طعام صرف نمایدایشان همه خدمتکاران از سیاهان و دیگران را کنار سفره فرا می خواند. به امام(ع) می گویند بهتر است بردگان در خوان دیگر غذا بخوردند. به ایشان می فرماید: "مه ان الرب تبارک و تعالی واحد والام واحد والاب واحد والجزاء بالاعمال؛‌ متوجه باشید که خداوند  یکی است، مادر همه حوا و پدر همه آدم است و پاداش هم بر اساس اعمال به انسان داده می شود."16
3.آگاهاندن به حقوق
از توصیه های امام رضا(ع) به غلامان و کارگران خود این بود که به هنگام غذا خوردن، اگر من بالای سر شما بودم، قبل از تمام کردن طعام،‌ هرگز از جای خود بلند نشوید. بارها اتفاق می افتاد که امام بعضی از بردگان خود را صدا می زد، می گفتند مشغول غذاخوردن هستند، ‌می فرمود بگذارید طعامشان را بخورند.17 در منطق امام(ع) رسماً و به طور صریح و واضح حتی به پایین ترین قشر جامعه یعنی بردگان و غلامان و کنیزان اعلام می شود شما دارای حق انسانی می باشید و باید از آن استفاده کنید. این نماد در سیره دیگر امامان نیز جزو مهمترین ها بوده است که مصداق کامل تر آن را در مدیریت و حکومت امام علی(ع) فراوان می توان دریافت کرد.
امام رضا(ع) در حقیقت با سلوک اخلاقی و انسانی خود به ویژه در دوره سه سال و اندی ولایتعهدی، عالی ترین سنت و سیره را در بدنه جامعه به یادگار گذاشت. نمونه های فراوانی از این حسن سلوک و تاثیرگذاری در تعالی اخلاقی مردم در تاریخ وجود دارد از جمله: حرمت به دیگران در هنگام صحبت کردن، تواضع صادقانه با مردم،‌ گذشت و بخشش در برابر حرمت شکنی دیگران، خریداری بردگان و آزاد سازی آنان که حسب گزارشات تاریخی امام(ع) در طول حیات خود هزار بنده را آزاد نمود که بعدها هر یک از آنان در اصلاح جامعه و تربیت آن، بسیار تاثیر گذار شدند.18 نکته پایانی این که ما زمانی اجازه داریم مدعی معرفت حقیقی نسبت به این امام همام باشیم و از ولایت ایشان سخن بگوییم که نمادهایی از اخلاق متعالی و بلند امام(ع) در معاشرت های انسانی و مناسبات اجتماعی خودمان تجلی و عینیت یافته باشد.
پی نوشتها:
1.عنصر مبارزه در زندگانی ائمه(ع)، ص8.
2.حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، 14.
3.عیون اخبارالرضا(ع)، ج1،ص218.
4.همان، ص218.
5.عیون اخبار الرضا(ع)، ج2،ص134.
6.رجوع شود به تفسیر المیزان،ج9،ذیل آیه های 30و31، سوره توبه، ص253.
7.اندیشه نو، ویژه نامه امام رضا(ع)،  آذرماه 1385،ص9.
8.اعلام الهدایة، ج10،ص19؛ به نقل از کشف الغمه،ص107.
9.اعلام الهدایة، ج10،ص128، به نقل از عیون اخبارالرضا 2/139؛ بحارالانوار 49/130/مسند الامام الرضا،ج1/49.
10.بحارالانوار ،ج49،ص130.
11.ملحقات احقاق الحق/28.
12.همان/ص594.
13.الکامل فی التاریخ،‌ ج10، ص211.
14.روزنامه خراسان، ویژه میلاد امام رضا(ع)، 12آذر 1385،دکتر سید یحیی یثربی.
15.بحارالانوار،49/164.
16.همان،101.
17.فروع کافی،ج6،ص298.
18.اعلام الهدایة،10/104؛ به نقل از الاتحاف بجب الاشراف،155.
 

 

منابع:
۱.ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،‌ بیروت،دارصار،۱۴۰۲ق.
۲.اندیشه نو، ویژه نامه امام رضا(ع) (روزنامه قدس)، آذر ۱۳۸۵.
۳.جوادی آملی، عبدالله، حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه، قم،‌ دفتر انتشارات اسلامی،‌چاپ سوم،۱۳۷۳.
۴.روزنامه خراسان،ویژه میلاد امام رضا(ع)،۱۲آذر۱۳۸۵.
۵.شیخ صدوق،‌عیون اخبار الرضا(ع)، قم، رضا مشهدی، چاپ دوم،۱۳۶۳.
۶.خامنه ای، سید علی (مقام معظم رهبری)، عنصر مبارزه در زندگانی ائمه (ع)،‌ کنگره جهانی امام رضا(ع)،۱۳۶۵.
۷.عقیقی بخشایشی، عبدالرحیم،‌حضرت امام رضا(ع) ملجاء بی پناهان،‌ انتشارات نوید اسلام،۱۳۸۱.
۸.علامه طباطبایی، محمدحسین، تفسیرالمیزان، ج۹.
۹.کلینی،‌یعقوب، فروغ کافی،‌دارالکتب الاسلامیه،‌چاپ دوم، ۱۳۶۲.
۱۰.مجلسی،‌ محمدباقر،‌ بحارالانوار،ج۴۹، بیروت، مؤسسه الوفا،۱۴۰۳ه.ق.
۱۱.المجمع العالمی لاهل البیت،‌ اعلام الهدایة،‌ ج۱۰(الامام علی بن موسی الرضا(ع))،قم، چاپ دوم، ۱۴۲۵ق.
۱۲.مرعشی النجفی، شهاب الدین،‌ملحقات الاحقاق،ج۲۸، مکتبة الآیة الله المرعشی،قم،۱۴۱۵ق.