فیلیپ ال. کوئین؛‌ ترجمه مسعود فریامنش

ریاضت از دیدگاهی دینی ـ فلسفی

نوشته شده در تاریخ ۱۳:۵۴:۰۰ ۱۳۹۱/۱۰/۲۰ و در حوزه های عرفان - ۰ نظر
ریاضت از دیدگاهی دینی ـ فلسفی

ریاضت در زمره امور و مفاهیم مهم دینی ـ فلسفی است. معادل واژة «ریاضت» در زبان انگلیسی Asceticism است....

مقدمه مترجم
ریاضت در زمره امور و مفاهیم مهم دینی ـ فلسفی است. معادل واژة «ریاضت» در زبان انگلیسی Asceticism است که از واژة یونانی Askesis به معنای عمل، تمرین و آموزش مشتق شده است. برای مثال، ورزشکار یونانی برای تحصیل سلامت جسمانی به تمرین‌ها یا آموزش‌هایی نظام‌مند می‌پرداخت. اما این واژه نرم نرمک حاصل معانی فلسفی، روحانی/ معنوی و اخلاقی شد به شخص افزوده بر اینکه می‌توانست تن خود را برای نیل به اهداف جسمانی تمرین و آموزش دهد، می‌توانست اراده، ذهن و نفس خود را نیز برای نیل به حیاتی فضیلت‌مندانه‌تر یا وضع و حالی روحانی مشمول چنین امری کند. اگرچه اصطلاح ریاضت از هرگونه تعریف که مورد پذیرش همگان باشد، می‌گریزد، با وجود این، هنگامی که این اصطلاح را در بافت دینی‌اش به کار می‌بریم، می‌توانیم آن را به عنوان یک برنامه مختارانه، مستمر و مداوم و دست‌کم تا حدی نظام‌مند برای ضبط نفس و ترک نفس تعریف کنیم، که در آن به منظور نیل به حیاتی معنوی / روحانی‌تر یا استغراق‌ تمام و عیار در امر مقدس از لذات و مسرات آنی و زودگذر و شهوانی صرف‌نظر می‌شود. از آنجا که انسان دیندار در پی وضع و حالی متعالی است، ریاضت، خواه در شکل ابتدایی و خواه در شکل تکامل یافته‌اش، در همه ادیان جهان به چشم می‌خورد.1
همچنین، در پس چنین اعمال مرتاضانه‌ای غالباً نظریه‌ای فلسفی (در باب ریاضت) نهفته است؛ نظریه‌ای که این شیوة نامعمول زندگی‌ را الزام و توجیه می‌کند: ریاضت، نظریه‌ای است که، به موجب آن، شخص می‌بایست طبق اصولی [اخلاقی] امیال و خواسته‌های خود را نفی کند. بر این اساس، ریاضت می‌تواند محدود یا تمام عیار باشد: ریاضت محدود، نظریه‌ای است که به موجب آن آدمی باید امیال پست‌تر خود را، که معمولاً به عنوان امیال شهوانی، جسمانی یا دنیوی شناخته می‌شوند و در تقابل با امیال معنوی و فضیلت مندانه‌تر قرار می‌گیرد، نفی کند؛ اما ریاضت تمام عیار، نظریه‌ای است که براساس آن شخص باید همة امیال خود را بدون استثنا نفی کند. در این میان، ریاضت را به متعادل/ میانه‌روانه و افراطی نیز تقسیم کرده‌اند: ریاضت متعادل/ میانه‌روانه، نظریه‌ای است که براساس آن آدمی باید امیال خود را تا آنجا که با ضروریات این زندگی در سازگاری است سرکوب کند؛ اما ریاضت افراطی، نظریه‌ای است که به موجب آن، آدمی می‌بایست امیال خود را جملگی معدوم کند.2
البته از منظر و چشم‌انداز میان فرهنگی هم می‌توان به انواع و اشکال مختلف ریاضت اشاره کرد: از میان انواع ریاضت‌ها، آنها که عام‌اند، عبارتند از: 1. روزه؛ 2. کف نفس جنسی؛ 3. فقر، که شامل دریوزگی هم می‌تواند بود؛ 4. خلوت یا انزوا؛ 5. درد خود خواسته و خود کرده، یا به صورت جسمانی (برای مثال، با شلاق زدن، سوزاندن، یا زخمی کردن خود)؛ یا به صورت ذهنی / روانی (برای مثال، تامل و تفکر دربارة روز قیامت، بودن در دوزخ...). البته می‌توان این نوع ریاضت را، «ریاضت باطنی» هم نامید، چه مشتمل بر انضباط روحی/معنوی است نه جسمی.3
همچنین ذکر این نکته خالی از فایده نیست که دایرة‌المعارف‌های معتبر دین و فلسفه مقالاتی، گاه طولانی، به «ریاضت» اختصاص داده‌اند، چندان که دایرة‌المعارف دین و اخلاق، ویراسته جیمز هستینگز، که در حوزة مطالعات دینی، می‌توان آن را معتبرترین دایرة‌المعارف دانست، ذیل مدخل «Asceticicm»، صفحات زیادی (111 ـ 63) را به این موضوع اختصاص داده است و دایرة‌المعارف دین، ویراستة میرچاایلیاده نیز ذیل مدخلی با همین عنوان، در مقاله‌ای نسبتاً مبسوط این موضوع را مورد بحث قرار داده است. در دایرة‌المعارف اسلام نیز مفهوم «ریاضت»، در بافت اسلامی آن، ذیل مدخل ZUHD (زهد) بررسی و گزارش شده است. در دایرة‌المعارف‌های فلسفی راتلج و پل ادواردز نیز مقاله‌هایی مختصر ذیل مدخل « Asceticicm» تألیف شده که در اینجا، ترجمة مقالة دایرة‌المعارف راتلج ارائه می‌شود.
***
اصطلاح «Asceticism» (ریاضت) از واژة یونانی «askesis» مشتق شده که در اصل به گونه‌ای ممارست، ورزه یا تعلیم اشاره دارد که ورزشکاران به آن اشتغال داشتند و نیز به نوعی برنامه مختارانه، مستمر و نظام‌مند برای ضبط نفس4 و ترک نفس5 توصیف تواند شد که در آن از شهوات نفسانیِ آنی برای نیل به برخی حالات معنوی یا نفسانی ارزشمند چشم‌پوشی می‌شود. اعمال مرتاضانه [ریاضت گونه] در همة سنت‌های اصلی دینی جهان به چشم می‌خورد و در عین حال، اغلب مورد نقد و تعریض فیلسوفان قرار گرفته‌اند. برخی بر این باورند که عقاید دینی‌ای که آنها مسلم فرض می‌کنند کاذب یا نامعقول است. برخی دیگر مدعی‌اند که آنها نوعی ترجیح نسبت به رنج را بیان می‌کنند که انسانها نمی‌توانند بر طبق آن عمل کنند.
روزه گرفتن، کفّ نفس جنسی،6 عزلت گزیدن، اختیار فقر و مسکنت و تحمیل رنج بر خویش از زمره مهمترین ریاضات‌اند. چنین ورزه‌هایی در زمرة عناصر همه سنت‌های اصلی دینی هستند و دست کم برخی از آنها در بیشترین ادیانِ ناـ نویسا، که مورد مطالعه انسان‌شناسان قرار گرفته‌اند، به چشم می‌خورد. برخی نحله‌های فلسفی نیز، از قبیل مکتب رواقی7، که معمولاً در زمره ادیان قرار نمی‌گیرد، بر برخی ریاضیات صحّه می‌گذارند. ریاضات کمابیش در ادیان جَینه، آئینِ بودایِ تبتی و مسیحیتِ اولیه و شاخه‌های مختلف آئین هندو متداول است، و در ادیان کنفوسیوس، زرتشت و یهود نسبتاً نامعمول. ادیان اصلی، جملگی، گونه‌های افراط‌آمیز ریاضت را نکوهیده‌اند، هرچند که تندروی‌های بیمارگونه در هر سنتی مشهود است. برخی از گونه‌های ریاضت متضمن نوعی طرز تلقی دربارة ترک تعلّق از امور دنیوی است. این مطلب، در توصیه کتاب مقدس به در جهان بودن، اما به آن تعلّق نداشتن8 و در توصیه بهگودگیتا9 به کنشِ بی‌خواهش، و نه ترکِ کنش بیان شده است. ماکس وبر10 تلاش برای تحت انضباط آوردن، روش‌مند کردن و مهارکردن وظیفة خود در جهان را ـ همچون خدمت به خدا که خصیصة برخی نحله‌های مسیحیت پروتستان است ـ به عنوان ریاضت باطنی11 توصیف کرد، چرا که موفقیت‌های دنیویِ لنفسه12 ارزشمند نیستند، بلکه ارزشمندی آنها فقط به خاطر تثبیت رستگاری خودِ فرد است. در ادیان توحیدی غایت قصوای ریاضات، تسهیل وصال با الوهیت است. بسیاری از مرتاضان مسیحی برای اینکه یکسان انگاری خود با مسیح رنج دیده را ـ که خدای پسر است ـ بیشتر کنند، رنج را بر خویش تحمیل می‌کنند. در مسیحیت ریاضات کارکردهای دیگری نیز دارند. یکی از آنها مربوط به توبه و انابه می‌شود. ترک نفس به عنوان راه مناسبی برای جبران گناهان گذشته لحاظ شده که خداوند از آنها رنجیده شده است. کارکرد دیگر ریاضت، تأدیبی و تنبیهی است. با ریاضت می‌توان مشتهیات سرکش جسمانی را، که در اوضاع و شرایط منحط انسانی سرچشمه گناهان بسیار هستند، مهار کرد، یا بر آنها غلبه یافت و یا حتی از بیخ و بنشان کند. ادیان غیرتوحیدی اهداف مختلفی را برای ریاضت معرفی می‌کنند. در سنت‌های هندویی، آگاهی از خود حقیقی (آتمن) برمی‌خیزد که با منشاء سرتاسر هستی (برهمن) یکی است. آئین بودای تیره واده به امحای میل و خواهش توصیه می‌کند که به ترتیب به رهایی از رنج و رهایی از توهمات جهان پدیداری و [مآلاً] به رهایی نهایی (نیروانه) راه می‌برد. در سنت‌هایی از این دست ریاضات، خاصه تحمیل رنج بر خویش، کارکردی نیز به عنوان پس دادن عقوبت اعمال شریرانه در این زندگی یا در تناسخ‌های پیشین دارد.
مبنای منطقی یک ریاضت خاص، در میان سنت‌های گوناگون، متفاوت است. برای مثال، در مسیحیت از آن جهت به روزه گرفتن توصیه می‌شود که روزه رنجی را پدید می‌آورد که می‌تواند در توبه کارگر باشد یا اینکه وسیله‌ای باشد برای یکسان‌انگاری خود با خدای رنجدیده. در حالی که در مکتب یُگَه13 (یوگا) به روزه گرفتن توصیه می‌شود از آن جهت که رنج و الم را می‌کاهد و موجب غفلت شخص از بدن می‌شود تا از این رهگذر شخص بهتر بتواند انرژی خود را متوجه مراقبه کند. زیاده بر این، اختلاف نظرهایی هست در این خصوص که چه کسی باید در اشکال سختگیرانه‌تر سلوک مرتاضانه وارد شود. اغلب، این اشکال مختص جماعتی با وظایف دینی خاص است، همچون راهبان14 و راهبه‌ها.15 عامه دینداران به کرات بیان می‌کنندا که ریاضت افراطی قدیسانی چون سیمون استایلتیس16 که قریب چهل سال بر روی یک ستون زندگی را به سر آورد، هرچند تحسین برانگیز است، اما قابل تأسی و پیروی نیست. خالی از شگفتی نیست که ریاضت نظر موافق کسانی را که جهان‌بینی تجدد سکولار را مورد تأیید قرار می‌دهند، جلب نکرده است. برخی فیلسوفان مهم متجدد ریاضت را مورد نقد قرار داده‌اند. بنتام17 معتقد است که انسانها نمی‌توانند مدام رنج بکشند، چه، آنها بالطبع به جستجوی لذت برانگیخته می‌شوند و از رنج می‌گریزند. اما [باید ذکر کرد که] مرتاضان نوعاً به دنبال رنج لنفسه نیستند، بلکه آنها برای چیزی که خیر کثیرش تلقی می‌کنند، ریاضت می‌کشند، از قبیل وصال خداوند. آن دسته افرادی که درمان طبّی دردآمیز را به خاطر سلامتی‌شان دنبال می‌کنند، برای نشان دادن اینکه آنها می‌توانند به ریاضت کشی ـ اعم از تحمیل رنج بر خودشان ـ بپردازند، بسنده است. البته اگر آنها انجام این کار را وسیله‌ای برای [نیل] به یک غایت خیر تلقی کنند. نیچه18 مرتاضان را انسانهایی ضعیف می‌داند که چون قادر نیستند بر اقویا اعمال قدرت کنند، ارادة معطوف به قدرتشان را از راه معطوف کردن این اراده به خودشان بروز می‌دهند و قدرتشان را بر اعمال و شهوات خود اِعمال می‌کنند. نیچه همچنین ریاضت را به هیأت ابزاری تصویر می کند که به وسیلة آن رهبران دینی بر پیروان خود اِعمال قدرت می‌کنند. واضح به نظر می‌رسد که چنین اموری در برخی موارد صادق است؛ اما تاریخ نیز نمونه‌ای از مرتاضان قدرتمند، به مانند ایگناتوس اهل لویولا19، را نشان می‌دهد که قادر بودند قدرتشان را بر دیگران اِعمال کنند، ولی با اینهمه، ترجیح داده‌اند که خودشان را در برخی مراحل زندگی وقف ریاضت کنند.
منبع: ماهنامه حکمت ومعرفت

پی نوشتها:
۱. Kaelber,walter,»Asceticism», THE ENCYCLOPEDIA OF RELIGION, (ed) Mireea Eliade, vol۱. P۴۴۱.
۲. Wellman, Carl, «Asceticism», THE ENCYCLOPEDIA OF PHILOSOPHY, (ed) Paul Edwards, Vol۱. P۱۷۱.
۳.Walter, Ibid, P۴۴۲.
۴. Self – discipline
۵. Self – denial
۶. Sexual continence
۷. Stoicism
۸. Being in the world, but not of it
۹. Bhagavad Gita
۱۰. Max Weber
۱۱.Inner-Worldly asceticism
۱۲. for itself
۱۳. yoga
۱۴. Monks
۱۵. nuns
۱۶- سیمون استایلیتس (simon Stylites) که در فاصله سالهای ۳۹۰- ۴۵۹ م  می زیست ، برای ریاضت کشی بر روی ستونی رفت  که در ابتدا ارتفاع زیادی نداشت . رفته رفته  بر ارتفاع  ستون افزود تا به ۱۸ متر رسید . وی تا آخر عمر بر روی آن ستون به عبادت و پرستش پرداخت . زائران بسیاری حتی از اروپای غربی به زیارتش می شتافتند و راه  و روش او ، که در واقع نوعی ریاضت تازه بود، به تدریج اشاعه یافت. از بقایای کلیسا و دیری که پیرامون ستون او ساخته شده می توان  نتیجه گرفت که وی نفوذ بسیاری در بین مسیحیان  داشته است. پیروان او نیز هر یک بر روی یک ستون زندگی مرتاضانه ای را سپری کردند. این دسته از مرتاضان عمدتا در خاور میانه زندگی می کردند. در فاصله  قرنهای ۵ تا ۱۰ م شمار زیادی از ایشان بوده اند ، اما پس از قرن ۱۰م از شمار آنها کاسته شد.
۱۷. Bentam
۱۸. Nietzche
۱۹. Ignatius Loyola