تبیین و نقد دیدگاه لیندا زگزبسکی درباره توجیه باور دینی

نوشته شده در تاریخ ۱۹:۱۴:۰۰ ۱۳۹۴/۱۱/۲۰ و در حوزه های اخبار و رویدادها - ۰ نظر
تبیین و نقد دیدگاه لیندا زگزبسکی درباره توجیه باور دینی
حکمت و فلسفه: نشست علمی «تبیین و نقد دیدگاه لیندا زگزبسکی درباره توجیه باور دینی» در تاریخ ۲۴/۱۰/۹۴ با حضور حجة الاسلام دکتر شکری و حجة الاسلام دکتر محمدی در شعبه قم مؤسسه حکمت و فلسفه ایران برگزار شد.

در این نشست ابتدا دکتر شکری که چندین سال است درباره دیدگاه‌های زگزبسکی پژوهش جدی می‌کند گزارشی اجمالی از طرح کلی زگزبسکی در توجیه باور دینی ارائه کرد.

گزیده سخنان حجة الاسلام دکتر شکری:
بررسی دیدگاه زگزبسکی از آن روی اهمیت می‌یابد که دیدگاهی منسجم و دارای تفصیل است و از جمله‌ی آرای متأخر در قلم‌رو معرفت شناسی فضیلت‌محور محسوب می‌شود. افزون بر این، به گستره‌ای از معرفت‌شناسی می‌پردازد که بیان روزآمد درباره نکات معرفت‌شناختی قابل دریافت از  متون دینی‌مان را آسان می‌سازد. در این نشست، نخست، تقسیمات سه‌گانه معرفت‌شناسی فضیلت‌محور بر اساس تاریخچه، هدف و چیستی فضیلت عقلانی ارائه و جایگاهِ دیدگاهِ زگزبسکی در میان آرای فضیلت‌گرایان معرفت‌شناختی معلوم شد. همچنین به برخی از مهم‌ترین آثار او و میزان اعتنای او به هر یک اشاره شد.

برخی محققان گاه به برخی کتب یا مقالات زگزبسکی اشاره می‌کنند که هرچند متأخرتر هستند ولی بیانگر دیدگاه نهایی زگزبسکی نیستند، از این‌روی اشراف کامل به آثار وی لازم است. 

دیدگاه زگزبسکی را می‌توان ترکیبی از درون‌گرایی و برون‌گرایی دانست. وی برای تبیین توجیه باور دینی بر اساس معرفت‌شناسی فضیلت‌گرایانه خویش، می‌کوشد با تأکید بر عناصر انگیزشی مانند حقیقت‌جویی و توفیق غالبی، تصویری از فضیلت عقلانی ارائه کند که هم‌ساختار با فضیلت اخلاقی است؛ از این‌روی فضایل عقلانی مورد نظر زیر مجموعه‌ای از فضایل اخلاقی محسوب می‌شود. به گفته جان گرکو، چنین روی‌کردی نوارسطویی است. در گام بعد در صدد بر می‌آید، معرفت و باور موجه را بر فضیلت عقلانی مورد نظر خویش مبتنی سازد؛ اما از آن‌روی که صدق همیشگی در معرفت لحاظ می‌شود، معرفت را اتصال با واقعیت می‌داند که ناشی از عمل فضیلت‌مندانه عقلی است و آن را بر فضیلت عقلانی فاعل‌شناسا ابتناء نمی‌کند؛ زیرا هر عمل شناختی عامل فضیلت‌مند به فضیلت او مستند نیست؛ علاوه بر این، فضیلت‌مندی همراه با توفیق اغلبی است نه همیشگی. زگزبسکی در پی آن است که جزء هنجاری باور موجه را نیز به شیوه‌ای بر فضیلت‌مندی عقلانی استوار کند؛ از این‌روی، باوری را موجه می‌داند که در شرایط فاعل شناسا، دارنده حکمت عملی نیز آن باور را بپذیرد. با چنین نگاه فضیلت‌گرایانه‌ای به جزء هنجاری قلم‌رو شناخت، زگزبسکی در صدد بر آمده است تا باورهای دینی را نیز موجه سازد. او باورهای دینی را به باورهایی اصلی مانند باور به خدا و دیگر باورهای مسیحی تقسیم‌بندی می‌کند. در این راستا، اعتماد متأملانه شناختی به دیگران را به مثابه فضیلتی عقلانی که در برابر دو رذیلت خودگرایی افراطی و استاندارد قرار دارد، مطرح‌می‌کند. بر این اساس، اعتماد به باور دیگر فاعل‌های شناسا که قوایی مانند قوای شناختی ما دارند و به بهترین وضعیت از آن بهره می‌برند، فضیلتی عقلانی محسوب می‌شود. در نتیجه اعتماد به باور ایشان دلیل در بدو امر و نقض‌پذیری به حساب می‌آید که هرچه باورندگان به باوری خاص مانند باور به خدا افزون‌تر باشد، دلیل قوی‌تری را برای آن پدیدمی‌آورد. دیگر باورهای مسیحی نیز به آن اعتبار که در جامعه مسیحی افرادِ دارای حکمت عملی به سر می‌برند و آن را می‌پذیرند، توجیه‌مند می‌شود. به نظر می‌رسد، هر یک از مراحلِ دیدگاه زگزبسکی از اشکالاتی رنج می‌برد. تبیین و زیر مجموعه‌ای از فضایل اخلاقی دانستن فضایل عقلانی، کیفیت ابتنای قلم‌رو شناخت بر فضیلت عقلانی مورد نظر خود، تبیین زگزبسکی از اعتماد شناختی به دیگران به مثابه فضیلت عقلانی، دارای ابهام و اشکال است که در این جلسه، به برخی از آن‌ها اشاره شد.

در ادامه این نشست دبیر علمی و حاضران نکاتی را درباره جایگاه این مباحث با عناوین مطرح در معرفت شناسی اجتماعی از جمله موافقت‌ها و مخالفت‌ها، مرجعیت و رجوع به خبره، اعتماد، دلیل نقلی و... مطرح کردند همچنین نقاط مشترک طرح زگزبسکی با مباحث اسلامی و علم اصول مطرح شد و عدم وجود ملاک مشخص برای تشخیص چگونگی حسن استفاده از قوای شناختی و جایگاه مغالطات ناخواسته و غیرارادی در نظام فکری وی بررسی شد.