دکتر خسروپناه

حتی تکفیری ها هم فاقد عقلانیت نیستند اما از عقلانیت نادرست و ابزاری استفاده می‌کنند

نوشته شده در تاریخ ۱۲:۳۴:۰۰ ۱۳۹۵/۰۸/۲۵ و در حوزه های اخبار و رویدادها - ۰ نظر
حتی تکفیری ها هم فاقد عقلانیت نیستند اما از عقلانیت نادرست و ابزاری استفاده می‌کنند
عقلانیت‌ابزاری و عقلانیت‌اقتصادی در دنیای مدرن برای تسلط بر عالم و آدم است؛ به نظر بنده اعتدال‌گریز و گاهی اعتدال ستیز بوده است؛ خواه با هدف آزادی در لیبرالیسم یا با هدف عدالت اجتماعی در سوسیالیسم یا با هدف امنیت در نازیسم و فاشیسم. تاریخ مکاتب...

برای دانلود صوت سخنرانی دکتر خسروپناه می توانید از مستندات سمت چپ استفاده نمائید.

گزارش تصویری جلسه

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی رسوله و آله الاطهار قال الله تعالی فی محکم کتابه الحکیم: «و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناسو یکون الرسولُ علیکم شهیداً»
عنوان بحث روز جهانی فلسفه در امسال با مشورت دوستان موسسه، «عقلانیت و اعتدال» انتخاب شده است. استادان گرامی مباحث ارزشمندی ارایه کردند و ارایه می‌کنند. بنده بر خود لازم می‌دانم از همه استادان به جهت پذیرش دعوت مؤسسه و ارایه بحث علمی تشکر کنم. تشکر ویژه از دکتر توکلی به جهت مدیریت این نشست دارم.

 

موضوع بحث بنده، «کدام عقلانیت و کدام اعتدال»؟ است. یعنی آیا هر عقلانیتی، مستلزم اعتدال است؟ هر اعتدالی، زاییده عقلانیت است؟ آیا کسانی که فاقد اعتدال هستند؛ فاقد عقلانیت‌اند؟ آیا کسانی که از عقلانیت بهره نمی‌برند؛ گرفتار افراط و تفریطند؟ 

کدام اعتدال؟
اجازه بدهید ابتدا به سراغ بحث از «کدام اعتدال» برویم. اعتدال در مقابل افراط و تفریط و به معنای میانه‌روی است و شامل همه عرصه‌های فردی و اجتماعی و بین‌المللی می‌شود.
ارسطو حد وسط و اعتدال را فضیلت و افراط و تفریط را رذیلت می‌داند و مصداق اعتدال و افراط و تفریط در هر یک از سه قوه شهوت و غضب و عقل را بیان می‌کند.
شجاعت در قوه غضب، حد وسط جبن و تهور است.
عفت در قوه شهوت، حدوسط خمودی و فجره است
حکمت در قوه عاقله، حد وسط جربزه و بلاهت است.
ارسطو، عدالت را نیز به عنوان یکی دیگر از فضایل اضافه می‌کند و مجموع شجاعت و عفت و حکمت و عدالت را مصادیق اعتدال معرفی می‌کند. وی اعتدال را امری می‌داند که سلامت و سعادت زندگی را تضمین می‌کند.

قرآن نیز در چند آیه بر اعتدال تأکید کرده و افراط و تفریط  را مذموم شمرده است. یکی در آیه 143 سوره بقره که در ابتدای بحث قرائت شد. ««و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسولُ علیکم شهیداً» این آیه، بهترین امت را امت وسط معرفی می‌کند و نیز آیه 29 سوره اسراء: «و لاتَجعَل یدَک مغلولهً الی عُنقِک و لاتَبسُطها کلَّ البسط فتقعُدَ ملوماً محسوراً»، خست و سخاوت حداکثری را مذموم و باعث ملامت و حسرت خوردگی می‌شمارد و نیز آیه 67 سوره فرقان: «و الذین اذا اَنفقُوا لم یُسرِفُوا و لم یَقتُرُوا و کان بین ذلک قَواماً» تأکید دارد که در هزینه کردن، اسراف و خست نورزید و میانه‌روی داشته باشید که راه قوام و استواری است.

پس مقابل اعتدال، فقط خشونت نیست که تساهل و مداهنه هم هست. باید اعتدال در همه قوای انسانی دیده شود تا شجاعت و عفت و حکمت و عدالت تحقق یابد.

اما کدام عقلانیت؟
عقلانیت، معانی مختلف دارد:
معنای اول: کاربست عقل استدلالگر یعنی قوه‌ای که با کمک معلومات به کشف مجهولات می‌پردازد. این نوع از عقلانیت به صورت گسترده در فلسفه اسلامی بکار می‌رود. عقلگرایان فرانسه نیز به این نوع عقلانیت باور دارند.
معنای دوم: عقلانیت ابزاری که ماکس وبر در کتاب اقتصاد و جامعه بکار برده است و به معنای کنش‌های عقلانی هدف‌دار گرفته است یعنی کاربست ابزارهای معرفتی انسان برای رسیدن به اهداف حساب شده.
عقلانیت اقتصادی که برای کسب منافع و سود بیشتر است؛ نیز نوعی عقلانیت ابزاری است؛ هر چند ماکس وبر در عرض عقلانیت ابزاری قرار داده است.
هایدگر در مقابل عقل حسابگر و عقلانیت ابزاری از عقل تعمقی استفاده می‌کند.
معنای سوم: عقلانیت اخلاقی است که برای ایجاد اجماع اجتماعی توسط اندرو لیتر از مکتب فرانکفورت مطرح کرده است. عقلانیت اخلاقی می‌تواند به معنای کنش‌های عقلانی برگرفته از ارزش‌های اخلاقی باشد.  
معنای چهارم: عقلانیت راهبردی که برای تسلط بر جوامع است. اندرو لیتر در مکتب فرانکفورت به تبعیت از هابرماس سه نوع عقلانیت را مطرح کرده است: 1- عقلانیت ابزاری برای تسلط بر طبیعت و 2- عقلانیت راهبردی برای تسلط برای جوامع و 3- عقلانیت اخلاقی برای ایجاد اجماع اجتماعی.
معنای پنجم: عقلانیت دینی یا کنش‌های عقلانی برگرفته از آموزه‌های دینی

عقلانیت‌ابزاری و عقلانیت‌اقتصادی در دنیای مدرن برای تسلط بر عالم و آدم است؛ به نظر بنده اعتدال‌گریز و گاهی اعتدال ستیز بوده است؛ خواه با هدف آزادی در لیبرالیسم یا با هدف عدالت اجتماعی در سوسیالیسم یا با هدف امنیت در نازیسم و فاشیسم. تاریخ مکاتب اجتماعی، اعتدال گریزی و اعتدال ستیزی را گواهی می‌دهد و منطق حاکم بر عقلانیت ابزاری، اعتدال‌گریزی را نشان می‌دهد.
افزودن عقلانیت اخلاقی، اعتدال‌گریزیِ عقلانیت ابرازی را کاهش می‌دهد؛ ولی اعتدال‌گرایی همه جانبه در عقلانیت ابزاری، به عقلانیت استدلالگر و نوعی از عقلانیت دینی و معنوی نیازمند است.
عقلانیت‌دینی، خواه اسلامی یا مسیحی یا یهودی و غیره آیا اعتدال‌گرایی یا اعتدال‌گریزی یا اعتدال‌ستیزی را دنبال می‌کند؟ پاسخ بنده این است: عقلانیت دینی دو نوع است؛ یک نوعش، عقل قبل از ایمان و نوع دیگرش، عقل بعد از ایمان است. پذیرش عقلانیت قبل از ایمان به معنای پذیرش عقل استدلالگر در حوزه عقل نظری و حسن و قبح عقلی در حوزه عقل عملی است و آموزه‌ها و ارزش‌های دینی بعد از عقل نظری و عقل عملی، معنا می‌یابد. این مدل از عقلانیت در حکمت اسلامی اعم از مشا و اشراق و متعالیه جریان دارد. این مدل از عقلانیت به اعتقاد بنده، اعتدال‌گرا است. اما انکار عقل قبل از ایمان و عقلانیتِ تابع آموزه‌های دینی ظاهرگرایانه، گرفتار اعتدال‌ستیزی خواهد بود؛ همانگونه که همگان خشونت و جنایت امروز را در مدل عقلانیت تکفیری مشاهده می‌کنند.