سخنرانی دکتر سید حسن شهرستانی در روز جهانی فلسفه ۱۳۹۴

نوشته شده در تاریخ ۱۳:۵۲:۰۰ ۱۳۹۴/۰۸/۲۹ و در حوزه های اخبار و رویدادها - ۰ نظر
سخنرانی دکتر سید حسن شهرستانی در روز جهانی فلسفه ۱۳۹۴
سپاه خرد از دیدگاه فردوسی

شاهنامه فردوسی، حماسی‌ترین مجموعه حکمت‌آمیز و حکیمانه‌ترین متن حماسی ادبیات فارسی است. حکیم توس به یاری آفریننده خرد، با زبان فاخر و استوار و بیانی حکیمانه در قالبی از داستان‌های جذاب و غرورانگیز، اثری جاودانه پدید آورده‌است، «که از باد و باران نیابد گزند».
  دوستان پیشنهاد کرده‌بودند به موضوع «معنویت از دیدگاه فردوسی» بپردازیم و در همایش « حکمت و معنویت» در روز جهانی فلسفه عرضه نمایم؛ اما بعد از بررسی و احصاء شواهد بسیار به این نتیجه رسیدم که این بحث آنقدر گسترده¬ است که نه تنها در یک سخنرانی و مقاله نمی‌گنجد، بلکه می‌تواند موضوع یک کتاب مستقل می¬باشد. به همین دلیل در این مقال دامنه سخن را به موضوع خرد و سپاه آن در شاهنامه محدود کردم و به مقایسه‌ای بین آنچه در روایات اسلامی به عنوان «جنود عقل» و نقطه مقابل آن «جنود جهل» وجود دارد، پرداختم.
بخش اول: ویژگی‌ها و معانی خرد در شاهنامه
1. فراوانی واژه خرد:
در یک بررسی نسبتاً دقیق می‌توان دریافت که بیش از سیصد بار  واژه «خرد» در شاهنامه آمده است که عمدتاً به مفاهیمی چون حکمت، معنویت و اخلاق می¬پردازد؛ به گونه¬ای که می¬توان گفت: گستره مفهومی خرد، علاوه بر حکمت نظری، دانش و فلسفه؛ بر اخلاق و فضایل انسانی نیز نظر دارد. 

 

2. معانی مختلف خرد
نگارنده این سطور ابیات مربوط به خرد را به بیست و پنج گروه معنایی تقسیم کرده ¬است که به برخی از آنها و شواهدش در شاهنامه می‌پردازد:
اول: خرد نخستین آفریده خداوند است:
نخست آفرینش، خرد را شناس  نگهبان جان است و آن را سه پاس
     ملاحظه می¬کنید که گویی ترجمه صریح «أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَهُ الْعَقْل» ست.  سه پاس یا نگهبان و دیدبان خرد چنانچه در ابیات دیگر، فردوسی بیان کرده، چشم و گوش و زبان است.
دوم: خرد بهترین هدیه پروردگار جهان به انسان است.
خرد بهتر از هرچه ایزد بداد   ستایش خرد را به از راه داد
سوم: خرد علاوه بر دنیا (این جهان)، آخرت (آن جهان) انسان را مدیریت می‌کند و یا به تعبیری جامع «عقل معاش» و «عقل معاد» است.
                               خرد مرد را خلعت ایزدی است زاندیشه دور است و دور از بدی است
و یا
خردمند دانا و روشن روان   تنش زین جهان است و جان زان جهان
و یا
خرد رهنمای و خرد دلگشای خرد دست‌گیرد به هر دو سرای
و این خرد است که موجب کامیابی و ارجمندی انسان در هر دو جهان خواهد شد:
از اویی به هر دو جهان ارجمند  گسسته خرد پای دارد به بند
چهارم: خرد در نگاه فردوسی «چشم جان» یا دیده‌بان روح انسان است.
خرد چشم جان است چون بنگری  تو بی‌چشم شادان جهان نسپُری
همچنان که «فرهنگ» را فردوسی «آرایش جان» می‌داند که خود تعریفی زیبا برای مفهوم فرهنگ است: 
که فرهنگ آرایش جان بود   ز گوهر سخن گفتن آسان بود
پنجم: دامنه خرد گسترده و نام¬های آن بسیار است. نام‌هایی چون مهر، ‌وفا، راستی، زیرکی و ...
خرد دارد ای دوست بسیار نام رساند خرد پادشه را به کام
یکی مهر خوانند و دیگر وفا  خرد دور شد درد ماند و جفا
زبان آوری راستی خواندش   بلند اختری زیرکی داندش
پراکنده این است نام خرد   از اندازه¬ها نام او بگذرد
ششم: خرد دستاورد وحی الهی و بهترین وسیله دعوت پیامبران است.
به تعبیر شاهنامه، وقتی زرتشت به پیامبری مبعوث شد،  ابتدا وارد دربار شاه کیانی شده، و وی را مخاطب خود قرار می‌دهد:
به شاه کیان گفت پیغمبرم  سوی تو خرد رهنمون آورم
می‌دانیم که قرآن کریم پیامبر را فرمان می‌دهد که مردم را به وسیله حکمت و موعظه نیکو به راه خدای یگانه دعوت کند.  
هفتم: خرد مهم‌ترین ابزار شناخت درست و نادرست و نیک و بد است.  فردوسی در داستان کیخسرو از سه عنصر مهم در وجود آدمی برای حکومت یاد می‌کند که عبارت‌اند از: هنر، نژاد و گوهر. پس از آن می‌گوید: 
چو هر سه بیابی خرد بایدت            شناسانده نیک و بد بایدت

بخش دوم: تطبیق سپاه خرد با جنود عقل 
     مقدمتاً باید عرض کنم که به نظر می‌رسد خرد در بیان فردوسی بیشتر مترادف لُبّ، حکمت و عقل در قرآن کریم و روایات اسلامی است. بخصوص به معنی لبّ به مفهوم عقل ناب و بدون ناخالصی و در قرآن کریم در مواردی که تمیز و تشخیص مسائل حساس عقلی و معنوی چون حق از باطل، درست از نادرست و ... مطرح است از واژه  «لُبّ» یا خرد ناب استفاده می¬کند و از کسانی که به این مرتبه رسیده‌اند نه به تعبیر «یعقلون» بلکه أ«ُولُو الأَلْبَابِ» یا «صاحبان لبّ»  یاد می‌نماید.  
فردوسی خرد را چنانکه گفتیم «شناسنده نیک و بد» معرفی می‌کند. برای معرفی سپاهیان خرد و بیان پیوند حکمت و معنویت، فردوسی با احادیث و روایات معتبر اسلامی، عناوین و  مضامین حدیث «جنود عقل و جهل» را که در اصول کافی  از امام صادق(ع) نقل شده است، مبنای بحث قرار داده و در عین حال تقابل این دو سپاه را در شاهنامه بررسی کرده‌ایم.
اما موارد منتخب از حدیث «جنود عقل و جهل»:
1. خیر در مقابل شر:  خرد نزد فردوسی به منزله پادشاهی است که همه خیرها و  نیکویی¬ها سپاه اویند.
تو چیزی مدان کز خرد برتر است   خرد بر همه نیکویی¬ها سر است
نقطه مقابل خیر در شاهنامه در هیأت دیو تجلی می‌کند که نماد پلیدی و شر و بی‌خردی است.
دگر دیو بی¬دانش ناسپاس    نباشد خردمند و نیکی شناس
و یا
تو مر دیو را مردم بد شناس   کسی کو ندارد به یزدان سپاس
2. عدل در مقابل جور:
ستون خرد داد و بخشایش است        درِ بخشش او را چو آرایش است
و یا

خرد بهتر از هرچه ایزد بداد                   ستایش خرد را به از راه داد

3. رجاء‌ (امید) در مقابل قنوط (ناامیدی):
نبیند جز از شادیِ روزگار         همیشه خرمند و امیدوار
4. صبر در مقابل جزع (ناشکیبایی):
خردمند باید که باشد دبیر          همان بردبار و سخن یادگیر

دبیر در متون کهن حکم وزیر را دارد. کسی که عقل منفصل حاکم است و همه امور علمی و فکری کشور در دست اوست. بنابراین چنین کسی باید صبور،‌ بردبار و آگاه باشد.
5. وفا در مقابل عذر (بی‌وفایی و نیرنگ):
چنانچه پیش از این گفته شد از جمله معانی خرد در شاهنامه وفاست.
یکی مهر خوانند و دیگر وفا  خرد دور شد درد ماند و جفا
6. رفق در مقابل خرق و یا در ادامه حدیث، مدارا در مقابل مکاشفه: 
مدارا و رفق تقریباً مترادف و به مفهوم رفاقت، همراهی و گذشت است که ضد آنها «خرق» به معنی شکافتن و مفهومی نزدیک به «پرده‌دری» است که با مکاشفه معنایی نزدیک دارد. این مکاشفه و پرده‌دری منفی را نباید با مکاشفه مثبت که شکافتن و برانداختن پرده‌ها و حجاب مادی است، اشتباه کرد.
فردوسی مدارا و رفق را همنشین و برادر خرد  می‌داند
مدارا خرد را برادر بود     خرد بر سر دانش افسر بود
در عین حال بر اساس مصرع دوم بیت، خرد را تاج سر دانش می‌داند.
7. علم در مقابل جهل:
چنین داد پاسخ که راه خرد          ز هر دانشی بی گمان بگذرد
و یا:
سر راستی دانش ایزدی است         خنک آنکه با دانش و بخردی است
8. طاعت در مقابل معصیت
هر آنکس که از دادگر یک خدای           بپیچد نیارد خرد را بجای
     فردوسی سرپیچی از فرمان خدای دادگر را خلاف خردمندی می‌داند.
9.  رَهبَت(ترس) در مقابل جرأت:
     رهبت به معنی ترس از گناه و بدی است و جرأت به معنای جسارت و بی‌پروایی در مقابل پلیدی‌هاست. ترس از گناه، نشانه خردمندی است.
نخستین نشان خرد آن بود                که از بد همه ساله ترسان بود
10. حکمت در مقابل هوی (هوس):
کسی را بود بر خرد پادشاه            روان را ندارد به راه هوا
و یا:
اگر بر خرد چیره گردد هوا   نیاید ز چنگ هوا کس رها
11.  نشاط در مقابل کسل (کسالت و ضعف):
خرد رهنمای و خرد دلگشای          خرد دست گیرد به هر دو سرای
از نظر فردوسی خرد عامل دلگشایی و نشاط حقیقی است.
12. سخا در مقابل بخل:
کسی کو به بخشش توانا بود           خردمند و بیدار و دانا بود
13.  فرح در مقابل حزن:
هرآنکس که او شاد شد از خرد            جهان را به کردار بد نسپرد
14. شکر در مقابل کفران:
خردمند و بینادل، آن را شناس               که دارد ز دادار کیهان، سپاس
و در مقابل:
تو مر دیو را مردم بد شناس          کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
طبیعی است کسی که خدا را اطاعت نکند و سپاسگزار نعمت‌های او نباشد، به بندگان خدا هم  اهمیتی نمی¬دهد و شکرگزار خدمات آنان نیست. 
15.  فهم در مقابل حُمق:
هرآنکس که جانش ندارد خرد          کم و بیشی کارها ننگرد
   
16. توبه در مقابل اصرار: 
اصرار به گناه در مقابل بازگشت به سوی خدا مقصود حدیث است.
هرآنکس که دارد روانش خرد               گناه آن سگالد که پوزش برد
17. رحمت در مقابل  غضب:
خردمند باش و بی¬آزار باش           همیشه روان را نگهدار باش

    سخن را با توصیه‌هایی خردمندانه از حکیم توس به پایان می‌برم. فردوسی این ابیات را از هنگام وصیت بهرام اورمزد به بهرام دوم نقل می‌کند.
سراینده باش و فزاینده باش   شب و روز با رامش و خنده باش
چنان رو که پرسند روز شمار   نپیچی سر از شرم پروردگار 
به داد و دهش نیکی آباد دار   دل زیردستان خود شاد دار
که برکس نماند جهان جاودان   نه بر تاجدار و نه بر موبدان