دکتر ضیاء موحد

انسان منطقی تام وجود ندارد

نوشته شده در تاریخ ۱۸:۳۹:۰۰ ۱۳۹۵/۰۹/۰۳ و در حوزه های اخبار و رویدادها - ۰ نظر
انسان منطقی تام وجود ندارد
روز گذشته (۲آذر) به مناسبت روز جهانی فلسفه نشست علمی با محوریت بیم‌ها و امیدها با حضور استادان برجسته فلسفه در سالن شهید عضدی دانشکده ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

روز گذشته (2آذر) به مناسبت  روز جهانی فلسفه  نشست علمی با محوریت بیم‌ها و امیدها  با حضور استادان برجسته فلسفه در سالن شهید عضدی دانشکده ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

در این نشست استادانی، ضیاء موحد، رضا سلیمان حشمت، محمدرضا حسینی بهشتی، شهین اعوانی، بیژن عبدالکریمی، شمس الملوک مصطفوی، محمدجواد صافیان و علی‌اصغر مصلح حضور داشتند.

دکتر ضیاء موحد  نخستین سخنران این نشست بود که بحث خود را چنین آغاز کرد: عنوان بیم ها و امیدها به قدری وسیع است که من مجبورم ساز خودم را بزنم. هر جا که امید هست بیم نیز هست و بالعکس. مساله خیلی عام است. اما اینکه در منطق چطور مطرح شده و ما در کجا ایستادیم و بیم ها و امیدها در این رشته ای که در آن کامپیوتر آمده، بحثی است که من مطرح می کنم. سابقه بحث به دوران یونان بازمی گردد. آنجا بازار جدل و مباحثات گرم بود. در نتیجه در دادگاه هایی که تشکیل می شده، وکیل و موکل نگران بودند که بحث را می بازند. بازار مغالطات نیز گرم بوده، در نتیجه تصمیم گرفتند آن را مطرح کنند.

وی در ادامه گفت: به خاطر دارم در دانشگاه امام صادق(ع) یک ترم درس مغالطات را دادم و دانشجویان گفتند با این توصیف شما پس در بیشتر خطابه ها مغالطه است؟ گفتم بله، اصولابخش زیادی از خطابه ها پایه و اساسی از نظر بحث منطقی ندارد و این ایجاد هراس می کند و ذهن دانشجویان و دانش آموزان ما را درست بار نمی آورد. تعداد مغالطات بیداد می کند. در کتب قدیم مغالطات را به ١٣ طبقه تقسیم کرده بودند و الان صحبت از ٢٠٠ طبقه است. زیرا با پیچیده شدن استدلال ها، مغالطات نیز زیاد می شود. بعضی استدلال ها به قدری پیچیده است که فهم خود آنها دشوار است. این مغالطات جدید بسیار پیچیده شده اند.


 رئیس انجمن منطق در ادامه به سهروردی به مثابه یکی از بزرگ ترین منطق دانان قدیم اشاره کرد و گفت: کسی که به مساله مغالطات خوب توجه کرده است، سهروردی است. سهروردی کتاب تلویحات را نوشت و استاد مسلم و مسلط منطق قدیم بود. اما وقتی به حکمت اشراق رسید، گفت می خواهم منطق را ساده کنم و تا حدی نیز آن را ساده کرده است. من منطق سهروردی را برای نخستین بار فرمولیزه کرده ام. او وقتی به مغالطات می رسد، مفصل بحث می کند. او در این کتاب می گوید: «ما در این کتاب از جهت اعتماد خود بر کتبی که در این علم منطق تصنیف کرده اند، به این اندازه بسنده کرده ایم و در مغالطات به کثرت پرداختیم، تا اهل بحث بدان مهارت یابند، زیرا اهل بحث در حجت های گروهی و جماعتی از مردم بیشتر غلط می یابند تا صحیح و نفع در آگاهی از مواضع غلط کمتر از نفع در موارد صحیح نیست.»

دکتر موحد در بخش دیگری از سخنانش با تاکید بر مغالطاتی که در فلسفه وجود دارد، گفت: انسان منطقی تام وجود ندارد. چنین چیزی از نظر منطقی قابل اثبات است. بنابراین باید متوجه باشیم که همیشه در استدلال های مان اشتباهاتی پیش می آید. ما الان در عصر کامپیوتر هستیم. یکی از مسائلی که از سال ١٨٥٢ تا ١٩٧٦ مطرح و حل شد، مساله چهار رنگ است. این مساله می گوید اگر یک نقشه جغرافیایی داشته باشیم، چند رنگ می خواهید که این نقشه را رنگ کنید، اما هیچ دو کشوری که کنار هم هستند، رنگ شان یکی نباشد؟ صورت مساله مشخص است. اما سال ها طول کشید تا بالاخره در سال ١٩٧٦ کامپیوتر این مساله را حل کرد. کامپیوتر جوابی داد که با دست انسان غیرقابل محاسبه است. اما اگر کامپیوتر میان کار کردن در جایی خراب شد، از کجا به پاسخ آن اطمینان کنیم. جواب شاید این باشد که باید کامپیوتر سریع تری بیاوریم. اما اگر جوابی که داد با قبلی یکی باشد، می توانیم با تقریب بالابگوییم که جواب درست است. اما اگر جواب دوتا باشد، مساله به استقرای علمی و نه ریاضی بدل می شود. در صورتی که ما از ریاضیات و منطق توقع پیشینی بودن را داشتیم. در حالی که الان در پیچیدگی ها به جایی رسیدیم که می گوییم در بسیاری از جاها متوسل به استقرا می شویم. یعنی مساله را در این ببریم که چند کامپیوتر چطور مساله را حل کرده اند. در این زمینه مثال و مغالطات و... بسیار زیاد است.