سخنرانی اسقف مارنرسای بنیامین موانه (اسقف کلیسای شرق آشوری ایران) در همایش «مفهوم حکمت در ادیان توحیدی» با عنوان "مفهوم حکمت در دین مسیحیت"

نوشته شده در تاریخ ۱۱:۱۰:۰۰ ۱۳۹۶/۰۹/۰۳ و در حوزه های تک صفحه ای - ۰ نظر
سخنرانی اسقف مارنرسای بنیامین موانه (اسقف کلیسای شرق آشوری ایران) در همایش «مفهوم حکمت در ادیان توحیدی» با عنوان "مفهوم حکمت در دین مسیحیت"
حکمت و فلسفه: سخنرانی اسقف مارنرسای بنیامین موانه (اسقف کلیسای شرق آشوری ایران) در همایش «مفهوم حکمت در ادیان توحیدی» با عنوان "مفهوم حکمت در دین مسیحیت"

استاد خسروپناه: یک استاد دیگر صحبت دارند: جناب اسقف آقای مارنرسای بنیامین از کلیسای شرق آشوری ایران. الحمدلله هموطنان مسیحی ما، هم آشوریان هستند، هم ارامنه و هم مسیحیان واتیکان. ما علاقه داشتیم از مسیحیان آشوری هم دعوت کنیم و دیدگاه این عزیزان را درباره حکمت بشنویم. می‌دانید که آشوریان از قدیمی‌ترین اقوام غیرایرانی هستند که از حدود 2000 سال پیش و بعد از اینکه امپراتوری آشور در بین ‌النحرین (عراق کنونی) فرو پاشید به وسیله پادشاهان هخامنشی به ایران آمدند  و در حواشی جنوب ایران اقامت داشتند. الان این ملیت هم در جنوب ایران، هم در تهران و هم در ارومیه حضور دارد. غیر از ایران در آمریکا، عراق و بعضی کشورهای اروپایی هم هستند. قاعدتا در باب حکمت و تعقل فرمایشاتی دارند که استفاده می‌کنیم. البته اساتید آنچه مد نظرشان هست بیان می‌کنند. ما خیلی علاقمندیم که از منظر دین و مذهب عزیزان، هم چیستی حکمت را بدانیم و هم اگر تفاوتی با تعقل یا علم دارد بفرمایند. استاد دینانی توضیح دادند که حکمت دستاورد تعقل است و علم با طبیعت و زمان و مکان سر و کار دارد. من از فرمایشات ایشان این نکته را هم بیفزایم که عالم اگر با مبانی حکمی طبیعت‌شناسی کند، طبیعت‌شناسی او هم دستاورد حکمت است. استاد محقق داماد هم توضیح دادند که تعقل و حکمت یک حقیقت‌اند و تفاوتی میان آنها نیست. استاد عزیز از مسیحیت ارامنه هم پیوند حکمت و کلمه را توضیح دادند. حالا از کشیش عزیزمان جناب آقای بنیامین دعوت می‌کنیم مفهوم حکمت را در مسیحیت از نگاه آشوریان توضیح دهند و اگر مایل بودند تفاوت آن را با تعقل و علم هم بیان کنند.


سخنرانی اسقف مارنرسای بنیامین موانه (اسقف کلیسای شرق آشوری ایران)
با عنوان
"مفهوم حکمت در دین مسیحیت"

در آغاز، سلام عرض می‌کنم خدمت همه شما عزیزان، سروران گرامی، دانشمندان عزیز و روز جهانی فلسفه را خدمت همه دانشمندان و دانشجویان عزیز تبریک عرض می‌کنم.
ما آشوری مسیحی هستیم. آشوریان از اقوام ایرانی‌الاصل هستند. ما تقریباً 4000 سال است در ایران هستیم و در قرن اول میلادی مسیحیت را توسط حواریون مسیح (تومای رسول، مارادی، ماری) پذیرفتیم. کلیسای حضرت مریم ارومیه که قدمت آن به 2000 سال پیش برمی‌گردد اثباتی بر این ادعای بنده حقیر است. هر وقت ارومیه تشریف بردید ما پذیرای شما خواهیم بود. کلیسای بسیار قدیمی، زیبا و روحانی است. به غیر از این کلیسا، تقریباً 80  باب کلیسا در شهر ارومیه و حومه شهر وجود دارد. تشکر می‌کنم از جناب آقای دکتر خسروپناه برای دعوت بنده حقیر که بتوانم مطالبی را از دیدگاه مسیحیت خدمت‌تان عنوان کنم.
مطمئناً اشتراکاتی در عرایض بنده و فرمایشات جناب کشیش وجود دارد. همچنین مطمئناً اشتراکاتی بین عرایض بنده و فرمایشات سخنران کلیمی هم خواهد بود؛ به دلیل این‌که کتاب مقدس یکی است و ما مسیحیان کلیسای شرق آشوری از دو منبع اصلی پیروی می‌کنیم: عهد عتیق و عهد جدید. هر دو کتاب برای ما پذیرفته‌شده هستند. از کتاب پیدایش تا کتاب مکاشفه یوحنای رسول. بنابراین عرایض بنده در خصوص این دو کتاب بزرگ - عهد عتیق و عهد جدید - خواهد بود و امیدوارم که مفید واقع شوند.
از یک آیه شروع می‌کنم. آموزه‌ای است از پولُس رسول به شاگردشان، تیموتائوس، باب 3 آیه  15 که ارتباط نزدیکی بین این آیه و حکمت وجود دارد. پولُس رسول به این شیوه به شاگرد خودشان یاد می‌دهند: «این که از طفولیت، کتب مقدسه را دانسته‌ای که می‌تواند تو را حکمت آموزد برای نجات به وسیله ایمانی که بر مسیح عیسی است». آن چیزی که ما از این آیه دریافت می‌کنیم این است که -پولُس رسول که در آغاز، قاتل و دشمن مسیحیان اولیه بود، بعد از آن، از پیروان مسیح و نویسنده تعدادی از کتب عهد جدید شدند و همچنین به معمار کلیسا ملقب شدند-  ایشان در این آیه به شاگرد خودشان تیموتائوس و همچنین به ما، این آموزه را دارند که اگر بخواهی حکمت بیاموزی باید از کتاب مقدس یاد بگیری. یعنی حکمت امری است که از خداوند برای بشر نازل می‌شود و خداوند عطاکننده حکمت بشری است. من با این آیه سیری در کتب مقدس عهد عتیق و عهد جدید خواهم داشت.
اگر در عهد عتیق نظری بیافکنیم اشخاص، انبیاء و قهرمانان ایمانی‌ای هستند که اسامی آنها به عنوان حکیمان دانسته شده است. به عنوان مثال از یعقوب و یوسف پیامبر نام برده شده که حکیم بودند. در کتاب پیدایش، اولین کتاب از عهد عتیق، در فصل 41 آیه 39 نوشته شده «و فرعون به یوسف گفت چون که خدا کل این امور را بر تو کشف کرده است کسی مانند تو بصیر و حکیم نیست». یعنی یوسف پیامبر حکیم دانسته شده است چون این وظیفه و رسالت از طرف خداوند به او محول شده بود. همچنین در ادامه عهد عتیق از شخص دیگری به نام یترون که پدر زن موسی بود در کتاب خروج، باب 18 آیه 19 نام برده شده «اکنون سخن مرا بشنو. تو را پند می‌دهم و خدا با تو بود و تو برای قوم به حضور خدا باش و امور ایشان را نزد خدا عرضه دار». تفسیر بنده حقیر از این آیه این است که اگر ارتباط با خداوند برقرار باشد خدا می‌تواند این حکمت را به بنده خود عرضه بدارد.
در عهد عتیق، کتاب مزامیر داود نبی از اهمیت خاصی برای ما مسیحیان برخوردار است. ما مسیحیان کلیسای شرق و بسیاری از کلیساها در نمازها، مراسم و دعاهای خود اولین آیاتی که می‌خوانیم، آیاتی از کتاب مزامیر داود نبی است. مزامیر داود نبی مملو از نصایح حکیمانه و بسیاری از پندهای الهی است. در کتاب اول سموئیل باب 16 آیه 18 این طور نوشته شده: «و یکی از خادمانش درجا به وی گفت اینکه پسر یسّایِ –داود- بیت لحمی را دیدم که به نواختن ماهر و صاحب شجاعت و مرد جنگ‌آزموده و فصیح‌زبان و شخصی نیکوصورت است و خداوند با وی می‌باشد». داود به این علت که خداوند با وی بود به عنوان یک حکیم در کتاب عهد عتیق دانسته شده است. همچنین در سایر قسمت‌های کتاب عهد عتیق، امثال سلیمان، که کتابی مملو از نصایح حکیمانه است، را مطالعه می‌کنیم. من به همه دوستان از هر دینی توصیه می‌کنم که این کتاب را مطالعه کنند. به قول استاد محقق داماد و استاد دینانی همه ادیان را باید شناخت. ما باید با همه ادیان - اعم از روحانیون مسلمان، مسیحی، کلیمی، زرتشتی- در ارتباط باشیم و این جلساتی که شرکت می‌کنیم مطمئناً باعث آشنایی بیشتر با همدیگر است. وقتی ما با تعالیم و آموزه‌های هم آشنا می‌شویم ارتباط‌مان بیشتر و نوع تعامل‌مان هم سازنده‌تر و مفیدتر می‌شود. بنابراین من همه دوستان را به مطالعه این دو کتاب از عهد عتیق - امثال سلیمان و کتاب جامعه- توصیه می‌کنم که کتب بسیار پندآموز، حکیمانه و دارای نصایح خداوندی هستند.
آیه‌ای که جناب کشیش به آن اشاره کردند آیه‌ای بسیار بسیار مفید است. فکر می‌کنم ایشان از امثال فرمودند ولی همین آیه در مزامیر 111 آیه 10 هم وجود دارد. «ترس خداوند ابتدای حکمت است». این ترس، ترس از تاریکی، ترس از حیوانات یا ترس از نوع انسان نیست؛ ترس از خداوند است و تفسیر ترس از خداوند این است که ما باید خدا را پرستش کنیم، خدا را دوست داشته باشیم و او را در همه کارهای خود اول و آخر بدانیم. وقتی خداوند در همه اعمال، سیره و زندگی ما اول و آخر باشد حکمت خواهیم آموخت و حکیم خواهیم شد.
همچنین آیات دیگری از امثال سلیمان را خدمت شما ایراد می‌کنم. جا دارد که همه امثال را بخوانم ولی این را بر عهده خود شما می‌گذارم تا در منزل مطالعه کنید. من چند آیه از این کتاب بسیار مفید را برای زینت دادن به این مجلس انتخاب کرده‌ام. از امثال باب 8 آیه 11 این‌طور می خوانیم «زیرا که حکمت از لعل‌ها بهتر است و جمیع نفایس را به او برابر نتوان کرد». این تعبیری است که سلیمان نبی از حکمت دارد و حکمت را بسیار والاتر از لعل‌ها و مرواریدها به ما معرفی می‌کند. همچنین در آیه‌ای دیگر از امثال سلیمان، باب 16 آیه 16 این طور می‌خوانیم «تحصیل حکمت از زر خالص چه بسیار بهتر است و تحصیل فهم از نقره برگزیده‌تر». یعنی حکمت بسیار بالاتر و والاتر از طلا و جواهرات و سنگ‌های قیمتی زمینی است. در امثال سلیمان باز هم در باب 24 آیه 3 این طور می‌خوانیم «خانه به حکمت بنا می‌شود و با فطانت استوار می‌گردد». این هم آیه‌ای بسیار زیبا و پندآموز و حکیمانه است برای ما انسان‌ها که من از امثال سلیمان برگزیدم.
آیات بسیار دیگری در کتاب امثال وجود دارند. کلا این کتاب، کتابی پندآموز است و فصل‌های اول آن در مورد حکمت است و در ادامه کتاب هم در خصوص حکمت صحبت می‌کند. همچنین کتاب جامعه که کتاب بعدی از عهد عتیق است در مورد حکمت صحبت می‌کند. موردی هست که مطمئناً عزیزان پیش از بنده هم صحبت کردند. آیه‌ای است از عهد عتیق که من خدمت شما اشاره می‌کنم از کتاب اول تواریخ، باب 22 آیه 12: « اما خداوند تو را فطانت و فهم عطا نماید تا شریعت یهوه خدای خود را نگاه داری». چون فرصت کم است من به آیات دیگر اشاره نمی‌کنم.
در دنیای امروز متأسفانه شاهد جنگ‌ها، نزاع‌ها، درگیری‌ها و خونریزی‌های بسیاری در خاورمیانه و اطراف کشور عزیزمان، ایران، هستیم که مطمئناً خلاف اراده و رضای خداوند است. با اینکه بعضی سردمداران کشورهای اروپایی و آمریکایی ادعای دانش و علم و فرهنگ و تمدن می‌کنند ولی آن چیز که نیاز بشر است، حکمت خداوندی است. این تفسیر خود من است که انسان می‌تواند علم و دانش را تحصیل کند و یاد بگیرد؛ ولی آن چیزی که نیاز بشر هست و نمی‌تواند کسب کند و باید از خداوند بخواهد تا به او اعطا کند، حکمت است. به نظر من حکمت را باید خدا به انسان بدهد، حکمت را نمی‌توان در جایی یافت یا در کتابی خواند. خداوند باید حکمت را به ما عطا کند که ما بتوانیم درست را از غلط تشخیص دهیم.
در زبان آشوری از کلمه حکیم به عنوان «خَکّیما» نام برده شده. خَکّیما همان خاخام یهودی است، یعنی شخص دانا، عاقل و حکیم. این کلمه در زبان آشوری از معانی مختلفی برخوردار است.
می‌خواهم به مثالی از مسیح اشاره کنم از انجیل متّی، باب 10 آیه 16. عیسی مسیح 12 حواری داشتند. «به ایشان وصیت کرد و گفت از راه امت‌ها نروید ودر بلدی از سامریان داخل مشوید، بلکه نزد گوسفندان گمشده اسرائیل بروید» در ادامه این باب، مسیح شاگردان را نصیحت می‌کند «مثل مار هوشیار باشید و مثل کبوتر پاک». بعضی‌ها تفسیرهای گوناگونی از این آیه دارند ولی آن چیزی که مسیح به ما یاد می‌دهد این است که حکیم باشید، عاقل و دانا باشید تا بتوانید درست را از غلط و گناه را از پاکی تشخیص بدهید.
عرایض خودم را با این آیه از یکی از رسولان مسیح به نام یعقوب خاتمه می‌دهم. یعقوب در کتاب خودش در فصل 3 آیه 13 این‌طور به ما یاد می‌دهد «حکمت از بالاست. کیست در میان شما که حکیم و عالم باشد؟ پس اعمال خود را از سیرت نیکو به تواضع حکمت، ظاهر بسازید. لکن اگر در دل خود حسد تلخ و تعصب دارید فخر مکنید و به ضد حق دروغ نگویید. این حکمت از بالا نازل نمی‌شود، بلکه دنیوی و نفسانی و شیطانی است، زیرا هرجایی که حسد و تعصب است در آنجا فتنه و هر امر زشت موجود می‌باشد. لکن آن حکمت که از بالا و از خداوند است اول طاهر است و بعد صلح‌آمیز و ملایم و نصیحت‌پذیر و پر از رحمت و میوه‌های نیکو و بی‌تردد و بی‌ریا». حکمتی که از بالا می‌آید و از خداوند است حامل پیام صلح و دوستی و مودّت و عدالت است ولی حکمتی که شیطانی، دنیوی و نفسانی است حامل پیام حسد و فتنه و هر امر زشت و ناپسندی است.
خیلی خوشحال شدم از فرصتی که به بنده داده شد. بار اول بود که توانستیم در این جمع علمی و محفل حکیمانه و فلسفی شرکت کنیم و از فرمایشات اساتید گرامی استفاده ببریم و با چهره‌های دوست‌داشتنی شما عزیزان آشنا شویم. امیدوارم که هرچه که رضای خداوند است اتفاق بیفتد و هر چه که حکمت اقتضا کند انجام شود.
استاد خسروپناه:  خیلی متشکرم از عالیجناب بنیامین، اسقف کلیسای شرق آشوری ایران که حکیم بودن همه انبیاء را به خوبی توضیح دادند. یعقوب نبی و یوسف نبی حکیم بودند و حیثیت تعلیلیه حکمت انبیاء هم از منظر مسیحیت،  با بیانی که جناب اسقف داشتند، ارتباط بنده با خداست. فرمودند که حکمت تجلی خداوند بر  بندگان است. هر چه انسان ارتباطش را با خدا بیشتر کند، بیشتر از حکمت بهره می‌برد. از امثال سلیمان هم نقل کردند که حکمت از هر لعل و گوهر و درّی گرانبهاتر و ارزشمندتر است. اگر هم انسان بتواند خودش علم را اکتساب کند، حکمت را باید از طریق خداوند دریافت کند. حکمت از منظر عیسی مسیح تمیزدهنده درست از نادرست و طاعت از معصیت است. پس حکمت فقط از طرف خدا نازل می‌شود و چون از طرف خدا نازل می‌شود طیب و طاهر و صلح‌آمیز و همراه با رأفت و رحمت است.