سخنرانی دکتر مهدی عاشوری استادیار گروه مطالعات علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تحت عنوان «مطالعات آماری (استنباط علّی) و نظریه‌های علیت احتمالاتی» در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

نوشته شده در تاریخ ۰۸:۲۰:۰۰ ۱۳۹۶/۱۰/۲۴ و در حوزه های تک صفحه ای - ۰ نظر
سخنرانی دکتر مهدی عاشوری  استادیار گروه مطالعات علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تحت عنوان «مطالعات آماری (استنباط علّی) و نظریه‌های علیت احتمالاتی» در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران
حکمت و فلسفه: سخنرانی دکتر مهدی عاشوری استادیار گروه مطالعات علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تحت عنوان «مطالعات آماری (استنباط علّی) و نظریه‌های علیت احتمالاتی» در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

چهارمین جلسه از سلسله سخنرانی‌های تاریخ و فلسفه علم با عنوان «مطالعات آماری (استنباط علّی) و نظریه‌های علیت احتمالاتی» توسط دکتر مهدی عاشوری در تاریخ 13 دی 1396 در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار گردید.
دکتر مهدی عاشوری دانش‌آموخته دکتری فلسفه علم و استادیار گروه مطالعات علم مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، در این سخنرانی پس از ذکر اهمیت روش‌های استنباط آماری در مدل‌سازی‌های علّی به این پرسش اشاره کرد که مقصود از علیت که موضوع مورد مطالعه با چنین روش‌هایی است، چه می‌باشد و آیا فیلسوفان با بازاندیشی در مفهوم علیت توانسته‌اند استنباط علّی را موجه سازند؟ ایشان در این سخنرانی از میان چهار دسته نظریه (1) نظریه‌های خلاف واقع، (2) نظریه های علیت احتمالاتی، (3) نظریه‌های دستکاری و مداخله و (4) نظریه‌های ناوردایی، به رابطه نظریه‌های علیت احتمالاتی و هدف مدل‌های علّی پرداختند.
بخش اول: نظریه‌های علیت احتمالاتی
نظریه‌های احتمالاتی علیت به شیوه‌های متفاوت از سوی فیلسوفان ارائه شده است. اصلی‌ترین نظریه ژردازان این رویکرد ایروینگ گود (1961) و پاتریک سوپز (1970) هستند و از فلسفه زمان رایشنباخ (1925، 1956) نیز گونه‌ای از علیت احتمالاتی استفاده می‌شود. این نظریه‌ها مورد نقد و بررسی فیلسوفان علمی چون کارترایت (1979)، اسکریم (1980)، سَمِن (1980)، الیس (1991)، ویلیامسون (2009) قرار گرفته است.
هدف اصلی این نظریه‌ها مشخص کردن رابطه بین علت و اثر با استفاده از ابزارهای نظریه احتمالات است و ایده مرکزی‌شان این است که «علت» تغییردهنده احتمال «اثر» می‌باشد. در این نظریه‌ها «مناسبت و ارتباط آماری» مفهومی اساسی است. منظور از مناسبت و ارتباط آماری این است که در بسیاری از رویدادها تعاقب و انتظام همیشگی میان علت و معلول نیست. بدین معنا که اثری که معلول یک علت خاص دانسته می‌شود، ممکن است در غیاب آن علت متحقق شود یا با وجود حضور علت، اثر متحقق نشود، برای مثال کشیدن سیگار علت برای سزطان ریه است، ولی همه سیگاریها مبتلا به سرطان ریه نمی شوند، اما گسترش سرطان ریه در سیگاریها بیش از غیرسیگاریها محتمل تر است.
این نظریه ها از نیمه دهه 1990 دیگر از کانون توجه فیلسوفان علم بیرون رفته است و در عمل پروژه‌ای شکست یافته در متافیزیک مبتنی بر علم است؛ اما بررسی ایده‌ها، نقدها و پاسخ های آن می‌تواند برای مسئله مورد نظر ما درس آموز باشد.
بخش دوم. علیت به زبان احتمالات
با استفاده از احتمال شرطی تلاش شده که ایده علیت احتمالاتی صورت‌بندی شود، اگر C علت و E معلول و اثر آن علت باشد، دو فرمول زیر نمایش‌دهنده ایده فوق است:
(1) P(E|C) > P(E)
(2)  P(E|C) > P(E|~C)
در صورت‌بندی یک نظام حساب برای علیت احتمالاتی برخی مانند رایشنباخ، سوپز و کارت‌رایت نامساوی اول و برخی مانند اسکریم و ایلس نامساوی دوم را پایه حساب علّی قرار داده‌اند.
ایروینگ جان گود تلاش می‌کند تا به یک زنجیره علی بر مبنای میزان قوت ارتباطات هر گره در زنجیره یک درجه قوت به کل زنجیره نسبت دهد. هدف او بررسی انواع معینی از شبکه رویدادها است که رویداد اولیه F  را به رویداد نهایی E پیوند می دهد، این بررسی معمولا به وسیله رویدادهای واسطه ای مختلف ،Gi، و تعریف یک اندازه، χ(E: F) به عنوان «مرتبه ای که F موجب E است» صورت می‌گیرد. این تعریف از زنجیره های علّی یکی از مفاهیمی است که در مطالعات علّی بسیار مورد استفاده قرارگرفته، اما این ایده که قوت علّی کل زنجیره به اندازه قوت گره های واسط تقلیل داده شود، مورد نقد قرار گرفته است. سوپز نیز تلاش نمود با معرفی انواع علت مانند علت مشهود، علت کاذب، علت منفی، علت مستقیم و غیرمستقیم، علت مکمل، شروط لازم و کافی یک طبقه‌بندی ارائه دهد. او با این کار نظریه‌ای کیفی برای بیان روابط علّی میان پدیده ها را مطرح کرد. علت منفی از مواردی است که مورد توجه قرار گرفته است. برای مثال در پرتاب توپ گلف برخورد توپ به شاخه درخت یا یک موش علت منفی دانسته می‌شود، زیرا در اغلب موارد باعث انحراف توپ و نیفتادن ا« در گودال می‌شود، ولی در برخی رویدادهای خاص این اتفاق می تواند علت افتادن توپ در گودال شود. به همین خاطر اینکه آیا باید میان سطح جمعیت و علیت نوعی با سطح منفرد و علیت خاص تفکیک ایجاد کرد، میان افرادی که به علیت احتمالاتی پرداخته‌اند، اختلاف وجود دارد.
گود و سوپز مناسبت آماری مثبت را شرطی تعریف‌شده برای علت مشهود و نیز تمام انواع علت می‌دانند. این نظریه سعی دارند روابط علّی را بر اساس روابط احتمالی بین رویدادهای مجزا تعبیر کنند. روابط علّی با ارتباط و مناسبت آماری بین رویدادها نمایان می‌شوند.
بخش سوم. نقدها
نقد هسلو: با نظریه‌های موجبیتی نیز می‌توان مناسبت آماری را توضیح داد، ولی نظریه‌های احتمالی در توضیح (1) تعاقب همیشگی معلول از علت و (2) کفایت علت برای معلول با مشکل مواجه هستند.
نقد کارت‌رایت: این نظریه نمی‌تواند میان روابط علّی بین رویدادهای «نوعی» و رویدادهای «رخ¬داده» تمایز قائل شود. علت های منفی اموری هستند که معمولا در سطح نوع احتمال رخداد معلول را کاهش می‌دهند ولی در برخی رویدادهای خاص می‌توانند خود سبب اتفاق رویداد شوند.
نقد مورد نظر ما: با تعمیمی که سوپز در فصل پنجم کتاب خود در مورد متغیرهای تصادفی می‌دهد، علل مورد تعریف او به مفاهیم همبستگی، واریانس و کوواریانس تقلیل می‌یابد. یکی از مشکلات مطالعات آماری این است که با مفاهیم صرفاً آماری نمی‌توان همبستگی‌ها و مسیرهای علّی را از هم‌بستگی‌های و مسیرهای غیرعلّی و اتفاقی تفکیک کرد.
بخش چهارم. نظریه‌های علیت آماری همراه با توضیح فیزیکی
با استفاده از نقادی‌های ویزلی سَمن می‌تواند پاسخی درباره این مسئله داد که آیا نمی توان روابط علّی را از غیر علّی صرفاً با استفاده از مفاهیم آماری تفکیک کرد؟ مسئله اصلی سَمن، مسئله تبیین علمی است. پروژه سمن در باب تبین به دو دوره تقسیم می‌شود: اندیشه محوری او در دوره اول این بود که ما با توسل به «اطلاعات به لحاظ آماری مرتبط» تبیین می‌‌‌‌کنیم، وی تا دهه 1970 گمان می‌‌‌‌کرد می‌‌‌‌توان مفاهیم علّی را صرفاً بر حسب مفاهیم آماری وضوح بخشید و در نتیجه الگوی مناسبت آماری می‌‌‌‌تواند فقدان رهیافت علّی را جبران کند. اما او از سال 1980 متوجه ناکامی تلاش برای توضیح روابط علّی بر حسب روابط آماری شد و از این رو توجه خود را به ایضاح سازوکارهای علّی خاص معطوف کرد.
از نظر سمن «علت» رویدادی است که سازوکاری را به کار می‌‌‌‌اندازد که به وسیلة آن یک ساختار معین تولید و منتشر می‌‌‌‌شود. او مفهوم تجربی «علیت» را با ارجاع به مفاهیم «فرایند»، «محل تقاطع» و «احتمالات» توضیح داد. فرایند تداوم یک هویت، کیفیت یا ساختار است و به دو دستة علّی و غیرعلّی تقسیم می شود. فرایندهای علّی، تغییرات یا «نشانه‌‌‌‌هایی» را که بر روی آن‌‌‌‌ها ایجاد می‌‌‌‌شود، منتقل می‌‌‌‌سازند، ولی فرایندهای غیرعلّی چنین نمی‌‌‌‌کنند. نظریه‌هایی مانند این که میان علت و معلول تبادل اطلاعات اتفاق می‌افتد، توضیحی طبیعی از چیستی علیت است.
ارتباط آماری یک تعمیم آماری است، اینکه روابط آماری را در قالب روابط علّی بخواهیم بیان کنیم، همیشه ممکن نیست، زیرا وابستگی آماری بدون استناد به هویتهای نظری تبیین‌پذیر نیست و همین نکته دلیل عدم کفایت مفاهیم صرفاً آماری برای تبیین علّی فرایندها و رویدادها است و در تبیین علّی علاوه بر مفاهیم آماری به همین جهت به مفاهیم فراآماری نیز نیاز است.
بخش پنجم. علیت احتمالاتی و مسئله علیت در مطالعات آماری
از مفاهیمی که ابتدائاً توسط رایشنباخ طرح شده و در کار سَمن وجود دارد و می‌تواند حلقه واسطی میان نظریه‌های علیت احتمالاتی با نظریه‌های ناوردایی و مداخله باشد، «چنگال رابط» Conjunctive Fork است. فرایندها به دو دستة علّی و غیرعلّی تقسیم می‌شوند. فرایندهای علّی، تغییرات یا «علامت‌‌‌‌هایی» را که بر روی آن‌‌‌‌ها ایجاد می‌‌‌‌شود، منتقل می‌‌‌‌سازند، ولی فرایندهای غیرعلّی چنین نمی‌‌‌‌کنند. سمن دو نوع محلِ تقاطع را که فرایندها در ورای آن‌‌‌‌ها دچار تغییر می‌‌‌‌شوند، مشخص ساخت: (1) چنگال رابط، (2) دیگری چنگال متعامل. سمن «اصل علت مشترک» رایشنباخ را اصل هدایت‌‌‌‌کنندة باارزشی برای جستجوی چنگال مرتبط‌‌‌‌کننده می‌‌‌‌دانست. بنابر اصل «علت مشترک» وقتی رویدادهای به ظاهر نامرتبط همراه و متصل با فراوانیِ بیش از مورد انتظار اتفاق می‌افتد، اگر آنها مستقل باشند، پس فرض این است که علتی مشترک وجود دارد. چنگال رابط نیز برای تحمیل یک جهت یا عدم تقارن بر اساس ترتیب خطی زمان خطی استفاده می‌شود که بر اساس جداشدن یا جدانشدن دو رویداد از هم مشخص میشوند.
رایشنباخ مفهوم اصطلاح «جداکردن» Screening off را نیز برای توصیف نوع خاصی از احتمال احتمالات معرفی کرده است که بر اساس آن اگر P(E|A&C)=P(E|C) باشد، آنگاه C  جداکننده  A از E گفته می شود. هنگامی که P(E&C)>0 باشد، این برابری بالا معادل با این برابر است که P(A&E|C)=P(A|C).P(E|C). سَمن به این مفهوم اهتمامی ندارد ولی این مفهوم با مفهوم وفاداری Faithfulness در مبحث استنباط علّی ارتباط دارد. بررسی ارتباط این مفاهیم می‌تواند زمینه متافیزیکی ایجاد شده توسط نظریه های علیت احتمالاتی برای متافیزیک استنباط علّی را آشکارتر کند و تصویری دقیق تر از علیت مورد نظر از روش های استنباط علّی را پیش روی‌مان قرار دهد.