سخنرانی دکتر بابک عالیخانی عضو هیئت علمی گروه حکمت هنر دینی مؤسسه تحت‌عنوان «کتاب انسان و صیرورت او بنا بر ودانته» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

نوشته شده در تاریخ ۰۹:۰۷:۰۰ ۱۳۹۶/۱۰/۲۵ و در حوزه های تک صفحه ای - ۰ نظر
سخنرانی دکتر بابک عالیخانی عضو هیئت علمی گروه حکمت هنر دینی مؤسسه  تحت‌عنوان «کتاب انسان و صیرورت او بنا بر ودانته»  به مناسبت هفته پژوهش در  مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران
حکمت و فلسفه: سخنرانی دکتر بابک عالیخانی عضو هیئت علمی گروه حکمت هنر دینی مؤسسه تحت‌عنوان «کتاب انسان و صیرورت او بنا بر ودانته» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت حضار محترم. موضوع طرح پژوهشی بنده با همکاری دوست گرامی،‌ آقای دکتر ساسانی، ترجمه و تحشیة یکی از کتاب‌های گنون بوده است که به سرانجام رسید و به معاون محترم پژوهشی تحویل داده شد و یک کتاب دیگر با موضوعی شبیه به آن از کومارا سوامی در دست تهیّه دارم. کتابی که به سرانجام رسید کتاب انسان و صیرورت او بنا بر ودانته بود که در موضوع متافیزیک هند نوشته شده و وجهه نظر تطبیقی هم مدّنظر مؤلف بوده؛ یعنی در این کتاب، مؤلف متافیزیک هند را با متافیزیک اسلامی مقایسه کرده است.
مؤلف این کتاب، از بین موضوعات حکمت، موضوع تطوّر انسان را مدّنظر داشته و صیرورت -یا شدن- او را تا بالاترین مرتبة ممکن شرح داده است. بر ترجمة کتابِ رنه گنون، برای روشن شدن مطلب، مقداری توضیحات و تعلیقات با استفاده از حکمت اشراق و آثار عرفا افزوده شد.
آثار داراشکوه در زمینه عرفان هند و مقایسة آن با عرفان اسلام آثاری قابل توجه است و سالها پیش، دکتر تاراچند و جناب آقای جلالی نائینی، کتاب سرّ اکبر و مجمع‌البحرین داراشکوه را منتشر کرده بودند. این کتاب‌ها در دست بود، ولی گنون در کتاب انسان و صیرورت او، حکمت هند را از دیدگاهی شرح می‌دهد که قابل مقایسه با آثار داراست. این موضوع باز هم جای بررسی بیشتر دارد، ولی چون موضوع مربوط به گنون است، دیگر بحث در این موضوع مهم میسَّر نشد. فقط در ضمائم کتاب، ماندوکیه اوپانیشاد را با اصلاحاتی چند در متن تاراچند و نائینی آوردیم و غیر از آن، همة مجمع‌البحرین را هم با تصحیح جدیدی ضمیمة کتاب رنه گنون نمودیم.
گنون در کتاب انسان و صیرورت او چندین بار به یکی از رسائل عربی به نام رسالة الاحدیه  رجوع و فقراتی را نقل می‌کند. به نظر گنون این رساله به ابن‌عربی تعلُّق دارد، در حالی که محققینِ بعد از او نظر دیگری دارند. در کشور فرانسه، یکی از اولین کسانی که پی برد که این رساله از ابن‌عربی نیست، میشل وَلسان است. او اعلام کرد که نویسندة این رساله ابن‌عربی نیست، بلکه عارفی است از شهر کازرون، به نام شیخ عبدالله البلیانی. بعد از او، شودکویچ، ابن‌عربی‌شناس مشهور، هم تأیید کرد که این رساله از ابن‌عربی نیست.
قطع نظر از اینکه مؤلف آن رساله چه کسی است، این رساله، رساله‌ای است در علم توحید و وحدة الوجود. نویسندة این رساله کوتاه - که شاید بیشتر از 12 الی 13 برگ نباشد - برآن است که غیر از وجود حق، هر چه که هست سراب و پردة پنداری بیش نیست. به نسخة کتابخانه مجلس و به رسائل ابن عربی (کتاب الهو و رسالة وجودیّه) مراجعه کردیم و تصحیح جدیدی بر اساس نسخه‌های مطبوع و مخطوط ارائه نمودیم.
رنه گنون رساله‌ای دارد به نام حکمت مشرقیه که در واقع خطابه‌ای است که در سال 1925 در دانشگاه سوربن به عنوان لبّ کتاب انسان و صیرورت او ارائه کرده است. ترجمة این رساله را نیز در آغاز کتاب انسان و صیرورت او آوردیم و یک رشته توضیحات هم بر آن رساله نوشته‌ایم تا مطالب گنون با فرهنگ ایرانی-اسلامی هماهنگ‌تر گردد.
غیر از ترجمه رساله حکمت مشرقیه که نطق گنون در دانشگاه سوربن است، مقاله‌ای از کومارا سوامی -دانشمند هندی و از همکاران و یاران گنون- دربارة گنون و آثارش ترجمه شده و در آغاز کتاب قرار گرفته است. بنابراین در کتاب انسان و صیروت او بنا بر ودانته، در آغاز، مقدمه‌ای است به قلم کومارا سوامی و سپس نطق سوربن یا حکمت مشرقیه و سپس متن کتاب و بعد هم مقداری ضمائم آورده شده است. در ضمیمة اول، ماندوکیه اوپانیشاد از کتاب سرّ اکبر را نقل کرده‌ایم. ضمیمه دوم عبارت است از مجمع‌البحرین به صورت جدیدی غیراز آنچه که قبلاً بوده است. در اَعلام سانسکریت دقت بیشتری به خرج داده شد. مثلا واژه «مَهِش» را که داراشکوه آورده، آقای دکتر شایگان به صورت «مها ایشوَرَه» آوانویسی کرده است؛ در حالی که از مقایسه الفاظ و اَعلام به این نتیجه می‌رسیم که «مها ایشوَرَه» قطعاً معادل درستی نیست. آقای دکتر شایگان در کتاب خود به نام، عرفان هندویی و اسلامی، مفصلاً در مورد مجمع‌البحرین بحث کرده است. نکات خوب و ارزشمندی آنجا هست که روشنگر ابهاماتی است که در رسالة داراشکوه هست. داراشکوه از موقعیت ممتازی برخوردار بوده است. او هم عرفان اسلام را به خوبی می‌دانسته و هم عرفان هندو را. آثار داراشکوه را می‌‌توان به صورت کاری مستقل و به عنوان موضوع تحقیقات گسترده‌تری دنبال کرد. اما این مقدار که در کتاب انسان و صیرورت او آمده، تصحیح ماندوکیه اوپانیشاد از سرّ اکبر و تصحیح مجمع‌البحرین است و تصحیحی از رسالة الاحدیه -که منسوب به ابن‌عربی است اما در واقع از او نیست- ضمیمة سوم کتاب انسان و صیروت اوست.  رسالة الاحدیه به نام ابن‌عربی چاپ شده، اما این کتاب درواقع از یک عارف کازرونی به نام شیخ عبدالله البلیانی است. جامی در نفحات‌الانس چهار صفحه درباره بلیانی نوشته و ابیاتی از او آورده است. او شخصیت بسیار شگفت‌انگیزی بوده و بیشتر اوقاتش در صحرا و کوه و دشت به ریاضت می‌گذشته است.
کتاب دیگر در موضوع معارف هندوستان -غیر از کتاب انسان و صیرورت او بنا بر ودانته- از کوماراسوامی است به نام آیین هندویی و آیین بودایی (Hinduism and buddhism) که کتاب کوتاه و کم‌حجمی است که نویسنده در قسمت اول به اختصار آیین هندویی و در قسمت دوم، آیین بودایی را شرح داده است. یکی از چیزهای عجیب این است که مقداری از یادداشت‌های سهراب سپهری برگرفته از همین کتاب کومارا سوامی است. سهراب سپهری به سبب علاقه به حکمت مشرق، به این کتاب که کتاب مختصر و مفیدی است مراجعه ‌کرده است. نویسنده این کتاب سعی کرده است که معارف بسیار گسترده‌ای را در صفحات کم –شاید حدود صد صفحه- جا بدهد و در واقع بحری را در کوزه‌ای بگنجاند. ترجمة این رساله هم به اتمام رسیده است و برای اینکه برای دانشجویان رشته‌های ادیان و نیز عموم علاقمندان به این موضوع قابل فهم شود به چند ضمیمه و یادداشت و توضیحات هم  نیاز دارد. این یادداشت‌ها و توضیحات هم تقریباً رو به اتمام است. این کتاب نیز با همکاری دوست گرامی، آقای دکتر ساسانی به فارسی ترجمه و تحشیه شده است.