سخنرانی حجت الاسلام دکتر محمد حسین زاده عضو هیئت علمی گروه فلسفه علوم انسانی-اسلامی مؤسسه تحت عنوان «ارادۀ آزاد و کارکردهای آن در علوم انسانی» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

نوشته شده در تاریخ ۱۸:۳۲:۰۰ ۱۳۹۶/۱۱/۰۱ و در حوزه های تک صفحه ای - ۰ نظر
سخنرانی حجت الاسلام دکتر محمد حسین زاده عضو هیئت علمی گروه فلسفه علوم انسانی-اسلامی مؤسسه تحت عنوان «ارادۀ آزاد و کارکردهای آن در علوم انسانی» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران
حکمت و فلسفه: سخنرانی حجت الاسلام دکتر محمد حسین زاده عضو هیئت علمی گروه فلسفه علوم انسانی-اسلامی مؤسسه تحت عنوان «ارادۀ آزاد و کارکردهای آن در علوم انسانی» به مناسبت هفته پژوهش در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفة ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده این افتخار را دارم که از امسال در خدمت همکاران و اساتید گرامی مؤسسه هستم. موضوع طرح بنده بحث اراده آزاد و کارکردها و اثراتی است که در علوم انسانی دارد. شاید یکی از مهم‌ترین مبانی علوم انسانی، بحث اراده آزاد باشد. این موضوع بیش از دو هزار سال است که مطرح شده، با این‌حال در هر دوره‌ای دست‌خوش نغییراتی شده و خودش را به صورت جدیدی نشان می‌دهد. در عین حال که می‌توانیم ریشه‌‌های پاسخ این مسأله را در اعصار گذشته ببینیم، هم مسأله در هر دوره‌ای به‌روز‌رسانی شده و شکل جدیدی پیدا کرده و هم پاسخ‌ها متناسب با جدید شدن مسأله، خودشان را به روز کردند.
یک بخش از کاری که در این تحقیق انجام شده همان تبیین مسأله اراده آزاد است که اصلاً اراده آزاد چه تفاوتی با اختیار دارد. در سنت فلسفی ما، چه در کلام و چه در فلسفه اسلامی، این بحث تحت عنوان اختیار مطرح شده؛ اما امروزه تحت عنوان اراده آزاد مطرح می‌شود. آیا اینها یکی هستند یا این یک بحث جدید است و لوازم جدیدی دارد؟ تقریرهای گذشته کاملاً بی‌ارتباط با مسئولیت‌پذیری بودند. لذا این مسأله را یک مسأله حل‌شده می‌انگاشتند. ما به این نتیجه رسیدیم که اراده آزاد یک تقریر جدید از اختیار است که تکیه بر مسئولیت‌پذیری دارد. لذا تقریرهایی که در فلسفه اسلامی یا کلام ارائه شده‌اند و آنها را با یک نگرش انتقادی بررسی می‌کنیم، چون به این نکته نپرداخته‌اند نمی‌توانند پاسخ‌گوی نیاز امروزی ما باشند.
در بخش دوم به این مسأله پرداخته شده که ما یک درک وجدانی از اراده آزاد داریم که از آن به شهود اراده آزاد تعبیر می‌شود. در این بخش بحثی داریم تحت عنوان پدیدار‌شناسی اراده آزاد که این درک وجدانی ما از اراده آزاد چقدر اعتبار دارد. آیا می‌توانیم آن را به عنوان سنگ بنایی لحاظ کنیم که هر کجا در مباحث نظری به یک پاسخ قانع‌کننده نرسیدیم از آن به عنوان معیار استفاده کنیم یا نه؟
بخش بعدی طرح من، طرح سه چالش درباره اراده آزاد است. یک چالش، چالش جدیدی است به نام توهم اراده آگاهانه که قبلاً مطرح نبوده و از نتیجه آزمایش‌هایی که شخصی به نام بنیامین لیبت –که یک عصب¬شناس بود- انجام داده پیش روی اراده آزاد قرار گرفته است. ما تصور می‌کنیم که ابتدا اراده می‌کنیم و سپس مغزمان به کار می‌افتد و آن چیزی که اراده کرده‌ایم انجام می‌دهد. اما در آزمایش‌های ایشان چیزی خلاف این ثابت می‌شود. ایشان به این نتیجه رسید که مدت‌ها قبل از اینکه من بفهمم که اراده‌ کرده‌ام (چیزی حدود 450 میلی‌ثانیه) فرایند حرکت در کورتکس حرکتی مغز آغاز شده است. در واقع آزمایش‌های ایشان نشان می‌دهد که من اراده آگاهانه ندارم، بلکه مغز من فرمان می‌دهد و بعدها من از آن چیزی که مغز تصمیم گرفته است آگاه می‌شوم. سعی کردیم با استفاده از مبانی ملاصدرا با این چالش مواجه شویم و به آن پاسخ دهیم.
چالش دیگر، چالش معروف علیت است که مهم‌ترین چالش پیش روی این مسأله است. ما بخش عمده پژوهش را به این چالش اختصاص دادیم و راهکارهای ملاصدرا را با نگاهی به راهکارهای جدید استخراج کردیم. اگر ملاصدرا به عنوان یک فیلسوف سازگارگرا راهکارهایی را ارائه داده، ما این راهکارها را با نظریات امروزی مقایسه کردیم و به این نتیجه رسیدیم که راهبردها شباهت زیادی با یکدیگر دارند. فیلسوف‌هایی که از یک راهبرد و یک روش در صدد حل مسأله هستند اشتراکات قابل توجهی دارند. نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که اینها برای تبیین اراده آزاد کافی نیست و یک بخش را به طراحی و بیان دیدگاه برگزیده اختصاص دادیم که با استفاده از مبانی ملاصدرا رویکردی به اراده آزاد داشته باشیم که در دسته‌بندی‌ها، جزء رویکردهای ناسازگارگرا قرار می‌گیرد. یعنی هم بتوانیم علیت را قبول کنیم و هم ضرورت را -بدون اینکه بخواهیم قواعد فلسفی را زیر پا بگذاریم- برای فرایند اراده در نظر نگیریم.
بخش دیگر پژوهش به بیان کارکردهای اراده آزاد در علوم انسانی اختصاص دارد. پاسخ‌هایی که به چالش‌های اراده آزاد داده می‌شود چهار یا پنج نوع تقریر از اختیار را رقم می‌زنند که هر کدام از آنها یک سری پیامد دارند. این بخش از پژوهش هنوز کامل انجام نشده است. قرار است این پیامدها بررسی شود. یک پیامد، پیامد تمایز علوم انسانی از علوم طبیعی است. اگر کسی سازگارگرا باشد و علیت را با اراده آزاد سازگار بداند، طبعاً برای تبیین اراده آزاد هم -به عنوان پدیده‌ای که در نظام علیت باید تبیین و ترسیم شود- از همان روشی که برای تبیین سایر پدیده‌های علّی استفاده می‌کند بهره می‌برد. اما اگر کسی این دو را ناسازگار دانست باید برای تبیین اراده و اموری که در علوم انسانی بر این اراده مبتنی هستند، روش دیگری ارائه دهد. در غرب، یکی از کسانی که بحث‌های خوبی در این زمینه داشته دیلتای است که متأثر از کانت، برای راهکار اراده، بین عقل عملی و نظری تفکیک قائل می‌شود. لذا روش اینها را در پژوهش در علوم انسانی جدا می‌کند. پیامد دیگر، پیامد تفسیر علیت است که اگر کسی از دو نوع علیت برای تبیین پدیده‌های طبیعی و انسانی استفاده کرد، طبعاً آن دو نوع علیت باید در مباحث علوم انسانی دو جور روش را فراهم کند. پیامد دیگر، بحث پیش‌فرض‌هایی است که اراده آزاد در نظام‌های فلسفی قرار می‌گرفت. مثلاً می‌دانیم که هگل چند نوع اختیار یا اراده آزاد را ترسیم می‌کند و هر کدام از اینها یک مقطعی از آن فرایند تاریخی را تشکیل می‌دهد. فهم ما از اراده آزاد –که ابتدا یک فهم خام و نپخته بود. الان یک فهم عمیق‌تر داریم- می‌تواند ما را به اینکه اراده آزاد چه نقشی در نظام فلسفی شخص ایفا می‌کند نزدیک کند. فیلسوف دیگر، هابرماس است که تقریری از اراده آزاد مبنای فلسفه او قرار می‌گیرد. او معتقد است اراده ما نباید تحت تأثیر عوامل رسانه‌ای و سایر عوامل اجتماعی که تحت اختیار ما نیستند قرار بگیرد.